skip to Main Content
شصت و هفت – سریال لوسی قسمت شش (آخر)؛ حکمزمان شنیدن: ۱۰۹ دقیقه

شصت و هفت – سریال لوسی قسمت شش (آخر)؛ حکمزمان شنیدن: ۱۰۹ دقیقه

شصت و هفت – سریال لوسی قسمت شش (آخر)؛ حکم

ماجرای لوسی بلکمن، دختر انگلیسی که در توکیو گم شد.

ترجمه: فاطمه روانگرد (با تشکر از مجید متقی)| روایت: علی بندری | تدوین: امید صدیق‌فر | کاور: مجید آب‌پرور

موسیقی: پیمان عرب زاده

اسپانسرها: 

فیدیبو| کمپین #سالتوبساز فیدیبو

پینامارکت | اینستاگرام پینامارکت  

هاسپیتل | وب اپلیکیشن هاسپیتل 

کد اعتبار: Channelb

با این کد یک تماس رایگان با یکی از پزشک‌های هاسپیتل بگیرید.

منابع ماجرای سریالی لوسی را این‌جا ببینید

نویسنده: Richard Lloyd Parry

 

93 نظر
    1. خیلیی داستان عجیب و جالبی بود ولی جالب تر نحوه تعریف کردن داستان بود ، و اون داستان های جالب در پس زمینه و اتفاقات تاریخی که پیوند داده میشدن بهش …. واقعا ممنونم ازتون من خیلی لذت بردم

      1. من بتازگی با پادکست شما اشنا شدم (کورونا!) اصلا اولین بار بود که به پادکستی فارسی گوش میدادم، اقای بندری واقعا استعداد ویژه و اطلاعات وسیعی دارند که نشانگر هوش بسیار ایشون هست. من بسیار لذت میبرم و دنبال کار های دیگه شما میگردم . تنها انتقادم متوجه موزیک های لابلای قصه هاست که بنظره من میتونه با انتخاب های بهتر، بسیار بیشتر به جذابیت این زحمت، افزوده کنند. سپاس بیکران برای کار زیبایی که انجام میدین . دستتون درد نکنه

    2. همش با خودم میگفتم قیافه لوسی شبیه کیه چقدرررر آشناست؟ الان فهمیدم لوسی فتوکپی فتوکپی فتوکپی عروسه فردین یعنی نورملا عین الدین هستش عینه اونهههههه مو نمیزنه

  1. هنوز گوش ندادم قسمت آخر رو.
    ولی این طرز روایت با جزییات دقیق و همه جانبه بسیار رویکرد ارزشمندی است که در این پادکست دیدیم.
    در متن روایت با فرهنگ آداب و رسوم خلقیات ژاپنی بیشتر آشنا شدیم.
    همچنین طراحی جدید سایت و محتوای چند رسانه ای به کمک توییتر و اینستاگرام خیلی جالب هست.
    لطفا در قسمت های آینده همین رویکرد حفظ شود.
    با سپاس از همه بچه های چنل بی.

    1. سپاس فراوان از زحمات و گروه حرفه‌ای شما. از سال پیش با پیشنهاد یکی از دوستان با گروه شما آشنا شدم و عادت بسیار زیبای گوش دادن به پادکست خوب و کتاب صوتی در من به وجود آمد. از تک تک اپیزودها لذت بردم. تشکر فراوان

    1. آقا با عرض سلام و ادب:
      و اما بعد: خوشبختانه یا متاسفانه بنده با چنل بی با پادکست آشنا شدم. خوشبختانه از این نظر که نوع روایت آقای بندری کلا مرا به مقوله ای به نام پادکست علاقمند کرد و متاسفانه از ایننظر که شروع گوش دادن به پادکست با اجرای عالی، بدون نقص و گرم آقای بندری، باعث شده خیلی از پادکست های دیگر، علیرغم موضوع خوب، آن گیرایی چنل بی را برایم نداشته باشد. بنده کتابخوان حرفه ای هستم و نسبت به نوع روایتگری بسیار حساس و دقیقم… بهرحال لذت میبریم

    2. خیلی دردناک بود واقعا . چجوری میشه یه آدمی بمیره تیکه تیکه بشه ۷ سال هم بگذره هیچ ردی نشونی درمونی و آخر هم تبرئه بشه یارو.هرچند کم نیست این داستانا حتی در کشور خودمون که هروز شاهد مرگ جوونا هستیم.
      سوال من اینه که چجوری از کالبد شکافی چیزی تشخیص ندادند ؟؟

    1. هر یکشنبه با هیجان پیج چنل بی رو رفرش کردم تا ادامه شو از علی بندری بشنوم در حالیکه همون اول کار ماجرا رو خودم برا خودم اسپویل کرده بودم میدونستم چه خواهد شد. البته بهترین داستان سریالی از دیدگاهم مسترمایند؛ بهترین داستان تک اپیزودی هم مظنون؛ مرسی تیم چنل بی

    2. سلام
      اولین کامنت برای چنل بی که خیلی دوسش دارم در جواب محمدخان
      کامنت شما و جوابت بسیار برای من آشنا بود عقده استاد بودن و حرف قشنگ زدن(نمونه زیاده تو راه شمال اینوری میزارن بمونید خونه و مردم ما…) داداش شما نیاز نبود همه رو گوش کنی وقتی دیدی خشنه گوش نمی کردی و علامت E جلوی اپیزود برای شما آقای حساسه
      زیاد مقایسه نکن مثال نزن حرفای بقیه رو نزن ببین دلت چی میگه خودت باش

  2. همه اپیزود هاتون تا الان رو گوش کردم،
    بعضی هاش فوق العاده بودن
    مثل: جنوبگان، پیرمرد و دریا ، دست ، اوشو، یونی بامبر، ناپلون هیل،
    اما راستش تکرار این اپیزودهای خشنی که تو قوطی هیچ عطاری پیدا نمیشه، من رو نگران میکنه که آیا سازندگان از بیماری روانی خاصی رنج میبرند یا ترس و وحشتشون از قربانی چنین حوادثی شدن باعث میشه اون رو روی داستانها پراجکت کرده و با ساختن محصول در مورد اون، به کنترل خویش درآورده باشند!!
    به امید اپیزودهای پرمحتوا تر، سپاس از تیم تون!

    1. با سلام دوست عزیز باید دقت داشته باشی که اکثر چیزهایی که تعریف میشه جناییه و طبیعت جنایت خشونته.
      کدوم روایتی میتونه تغییرات شخصیت، رفتار و افکار یه فرد رو عینی تر از داستان جنایی و زندگی ای که گذرونده برای ما نشون بده؟
      تیم مختص انتخاب اپیزودها از منابعی استفاده میکنن که توسط نویسنده های خوب و گاها برجسته نوشته شدند، پس اونارو هم باید متهم کنیم حتما که سال ها وقتشون رو گذاشتن برای شناخت شخصیت فرد مجرم و کتاب نوشتن و خواستن اینطوری غلبه کنن بر ترس ناهوشیارشون؟!
      حداقل من اینطور فکر نمیکنم

      1. با تشکر از پاسختون،
        متاسفانه به دلایلی که مطرح میکنم کاملآ بانظر شما مخالفم!

        و گذاره هایتان را نمیدانم چطور میتوانید اثبات کنید!؟
        (اکثر چیزهایی که تعریف میشه جنایی)
        حال آنکه خود گواه بر مطلب یادشده این جانب است!
        من که اکثر چیزهایی که تعریف میکنم و میشنوم از جانب آشنایان و دوستان هرگز جنایی نیست!
        حال اگر برای جنابعالی و یا تیم محترمتون اینچنین است من به جوابم رسیده ام!

        (کدوم روایتی میتونه تغییرات شخصیت، رفتار و افکار یه فرد رو عینی تر از داستان جنایی و زندگی ای که گذرونده برای ما نشون بده؟)
        این جمله هرگز علمی نیست!
        امروزه به لحاظ دانش روانکاوی و روانشناسی و نوروساینس ما به بسیاری از ابعاد وجودی انسان دست یافته ایم و صرفآ نیازی به تمرکز بر روی نمونه های انسانی فاسد شده نداریم!
        و برای بررسی و نشان دادن آن به روایت و تجربه نیاز نداریم به بررسی تخصصی و علمی نیاز داریم!!!

        ضمن آنکه بررسی اینگونه موارد در مدل سنتی روانشناسی بیشتر در عصر فروید مطرح بود!
        و امروزه ویژگی های شخصیت سالم، نرمال، و بیمار با تمام احتمالات رفتاری و … را میشناسیم
        میتوانید به DSM5 رجوع فرمایید!

        (تیم مختص انتخاب اپیزودها از منابعی استفاده میکنن که توسط نویسنده های خوب و گاها برجسته نوشته شدند، پس اونارو هم باید متهم کنیم حتما که سال ها وقتشون رو گذاشتن برای شناخت شخصیت فرد مجرم و کتاب نوشتن و خواستن اینطوری غلبه کنن بر ترس ناهوشیارشون؟!)

        چقدر عالی که چنین تیم خوبی دارین و وقت میگذارند بر سر انتخاب موضوع، اما متاسفانه باید بگم شخصیت سالم به لحاظ روانی ارتباطی به برجسته بودن در اجتماع ندارد و چه واضح است بسیاری از افراد که به لحاظ جایگاه اجتماعی والا و موفق، اما از دیدگاه علمی به لحاظ روانی کاملآ بیمارند، ضمن آنکه به لحاظ علمی میتوان تا نوع زندگی و رفتار در اتاق خواب و حتی رفتار فرزندانشان را هم حتی پیش بینی کرد!
        و در موضوعات روانی بیش از همه به علم نیاز داریم و نیازی به بازخوانی روایت زندگی اینگونه افراد نداریم!

        مثلآ: در همین اپیزود لوسی: نکته علمی که وجود دارد،
        نداشتن دوست در کودکی میتواند آسیب های جدی در بزرگسالی به انسان وارد کند!
        خب این مطلب رو متخصصین این حرفه سالیان قبل از نمونه های مشابه بررسی علمی و میدانی کرده و نتایج را در کتاب های این حوزه به چاپ رساندند!
        حال اگر ما قصد انجام دوباره کار ان متخصصین را داریم سخت در اشتباهیم، و اگر صرفآ قصد بازخوانی روایت های اینچنین را داریم، باید بدانیم که در ناخوداگاه ما و مخاطبینی که جذب چنین روایاتی میشوند خبری هست!
        و من به گذاره اولیه ام برمیگردم!!!

        یعنی به عبارتی ما به صورت ناآگاه تصمیمات حتی مهم و سازنده زندگیمان رو میگیریم سپس به تراشیدن دلیل برای آن روی می‌آوریم!
        مثلآ تمایل به کنترل ترس و یا ارضای خشم سرکوب شده توسط داستانها داریم، سپس با آوردن دلایلی دیگر از آنها میگذریم و به توجیه مثلآ منطقی آن میپردازیم!

        هرچند امروزه معنای بنی آدم اعضای یک پیکرند را همه متوجه شدند و اینکه حتی خشونت فرهنگی در نوع غذا و خفاش خوردن یک عده چطور به همه ارتباط دارد اما اشکالی ندارد، هرکسی مختار است کار مورد نظرش را انجام دهد، و مثلآ به ساخت موضوعات پاپ و جنجالی و هیجانی روی بیاورد چون احتمالآ در جوامع مریض اینگونه موضوعات و صفحه حوادث مطبوعاتش طرفدار بیشتری دارند!

        اما حیف دانستم که این نکات را به پادکستی که تیم خوب و راوی با صدایی خوب و پتانسیل بیشتر دارد گوشزد نکرده باشم، حال آنکه صلاح دولت خویش خسروان دانند!

        اما خواهش من به عنوان شنونده از شما این است که:
        ۱- بر روی کاور موضوعات خشن علامتی بگذارید تا امثال من و تعدادی از دوستانم که علاقه ای نداریم کلآ گوش ندهیم، نه اینکه در لا به لای آن بشنویم برای کودکان مناسب نیست!
        چون این حق ماست که به عنوان شنونده به ازای حجم دانلودی که پرداخت میکنیم از قبل از موضوع خبر داشته باشیم!
        (یا کلآ اعلام فرمایید چنل بی پادکستی جنایی و سراغ موضوعات دیگر هم نروید)

        ۲-و یا از جانب بنده از جناب بندری بخواهید که زمانی که صحبت از گوشت و استخوان و خاکستر و جمجمه زغالی افراد میشود لطفآ با آن هیجان و لذت به تعریف موشکافانه و دقیق و پرجزییاتی که هیچ لزومی ندارد نپردازند!

        در غیر اینصورت بنده به شخصه به عنوان شنونده حرفه ای پادکست دیگر این پادکست را گوش نخواهم داد و به دوستانی که تعدادی از اپیزودهای مفیدتان را ارسال کردم و از مخاطبینتان شدند، موضوع را درمیان میگذارم!

        ‍ضمن آنکه جالب آن است که بدانید جوامعی که تمرکزشان را برساخت مدرسه گذاشتند پیشرفت به مراتب بیشتری داشتند تا آنهایی که به ساخت زندان پرداختند!
        و به حرف مولانا جلال الدین بزرگ خراسانی میرسیم، هر چیز که در پی آنی آنی!

        سلامت باشید!

    2. من هم با دیدگاه شما موافقم. تا یه حدی میتونه جذاب باشه روایت این سبک اتفاق ها، اما زیاد که بشه دیگه آدم گوش میکنه، لذت میبره اما تهش اون حس خوب و رضایت رو کامل کسب نمیکنه. انگار لبخند میزنه ولی لبخنده یکم تلخی داره!
      قطعا در حرفه ای بودن تیم و عالی بودن روایت شکی نیست اما منم امیدوارم در انتخاب موضوع دقت بیشتری بشه و از جهتی که الان به نظر داره میگیره خارج بشه.

    3. چقدر جالب والبته عجیب.شمایی که اساسا به مسایل وپرونده های جنایی که اتفاقا بخش معظمی از پرونده های کیفری نه تنها اجتماع ما بلکه تمامی جوامع رو تشکیل میده چه لزومی داره برای این نوع اپیزودها وقت بگذارید که اینقدر ناشیانه ونا اگاهانه بخواهید شخصیت تولیدکنندگان این پادکست رو تحلیل کنید!!!!؟؟با پذیرش تحلیل روانی به واقع غلط شما نویسندگان تمامی کتب جنایی،سازندگان وتهیه کنندگان فیلم های جنایی همگی عده ای بیمار روانی یا قربانی وقایع خشن وجنایی اجتماع خواهند بود!!؟مصاف برینکه تمامی این اپیزودها وقایع مستند وروز تمامی جوامع هست.شما ظاهرا در اجتماعی بدوراز همه این وقایع روز بسر میبرید.!!!

      1. میشه کمی علمی تر صحبت بفرمایید و لطفآ بفرمایید بخش معظم از چی؟
        واحد سنجش جنابعالی چی بود؟
        یعنی از بین هزاران هزار کتاب و مجله و روزنامه بخش معظم یعنی ۵۱ درصد اون جنایی آیا؟
        بخش معظم یعنی شما بتوانید ثابت کنید حداقل ۵۱ درصد افرادی که میمیرند یعنی کل انسان ها به قتل میرسند!!! آیا بیش از ۳.۵ میلیارد نفر از انسان ها به قتل میرسند؟

        بهتر نیست کمی به دور از عینک ذهنی مون دنیا رو بررسی کنیم و سعی کنیم خارج از سوراخی که میبینیم رو هم ببینیم؟
        بنده از شما عضر میخوام گویا کاسه داغ تر از آش شما بودین و ما سالها جای دیگری به دنبالتون!!!!

        من بنا به تخصصم نظرم را در مورد چیزی که براش حجم و وقت گذاشتم دادم و حیف دونستم که این صدا و تیم وقتشون رو روی این مطالب بیهوده سپری کنند و کسی رو متهم به چیزی نکردم!
        فقط نظرم شخصیم رو بنا به یکسری فکت دادم!

        بلی این رو به صورت علمی در نورولوژی میتوان ثابت کرد تقریبآ هیچ انسانی به صورت رندوم شغل و حرفه و کتابها، موسیقی و …. مسایل پیرامونش انتخاب نمیکند!

        خیر تمامی وقایع به روز نیستند، خیلی از وقایع مثل اوشو جنوبگان رواندا آیا در این روزها اتقاق افتادند یا ده ها سال پیش؟
        در مستند بودنش شکی نیست! اما در تمرکز بر روی این بحث ها یا بحث های مفید تر میتوان بسیار تردید کرد!

        خیر من هم در همین اجتماع هستم و احتمالآ در این مسایل از شما آگاه تر،
        اما لزومی نمیبنم که ذهنم را روی این مسایل متمرکز کنم!

        ضمن اینکه من به خودم اجازه نمیدم در مورد جنابعالی اظهار نظر کنم اما درصورت صلاحدید میتوانید به تراپیست مراجعه فرمایید، زیرا با توجه به این دفاع تمام قد جنابعالی بدور از آگاهی از مسایل مربوطه این
        شک نیز به سمت شما نیز روانه است!

        سلامت باشید

      2. حرف شما کاملا صحیح و درسته به عنوان افرادی که در جامعه ای با این حجم وقایع جنایی بالا زندگی می کنیم این داستان ها چشم و گوش آدم رو باز میکنه و جدای از سرگرم کننده بودن آموزنده هم هست اما از آنجایی که به شخصه آدم ترسویی هستم و در عین حال از داستان های جنایی و ترسناک لذت می برم اما احساس می کنم شنیدن بیش از حد این گونه محتوا در بلند مدت می تونه باعث افزایش بدبینی و ترس بی جا ( و نه بجا) در آدم بشه البته این در مورد همه صادق نیست ولی برای یکنواخت نشدن محتوا هم به تیم فوق العاده چنل بی پیشنهاد می کنم با متنوع کردن موضوعات این حس خوب رو به زمان گوش دادن پادکست محدود نکنند بلکه بعد از آن هم این حس خوب با آدم بمونه مثل پادکست های الهام گرفته از زندگی افراد موفق و انگیزش بخش . شنیدن اخبار بد و منفی همین طور که هممونم توی ایران خوب می دونیم یعنی چی توی بلند مدت توی روح و روان آدم تاثیرات منفی اش را می گذارد ممنون از تیم خوب چنل بی و به خصوص آقای علی بندری

  3. واقعا عالی بود، فهمیدم که اشتباه قضاوت کردم درمورد تیم! باتوجه به اینکه پول گرفتنش تاثیری روی رای دادگاه نداشت، مستحق اون پول بود. درکل ماجرای غم انگیزی بود و هفته ها درگیرش شدم، خسته نباشید اقای بندری عزیز

  4. عجب قسمت آخری بود ، دم همه تون گرم
    ردپای احساس شما رو تو لحظه لحظه داستان گرفتم ، مشخصا عاشق موضوع هستین که اینطور روایت میکنین .
    لحظه آخر اپیزود پنجم خیلی شوکه شدم ، اپیزود ششم بسیار تأثیر گذار بود ،
    قدردان زحمات شما و مدیون عشق شما به حرفه تون هستیم ❤️

  5. برای من عجیب بود شما از لغت fucked-up در میان این اپیزود استفاده کردید! درسته که اپیزود برای بزرگسالان تهیه شده ولی استفاده از f-word زیبنده این پادکست وزین نبود.

    1. بیخود میکنی پس خودت بازگو میکنی..
      حضرت سعدی را میشناسی؟ هزلیات میدونی یعنی چی؟ بعضی وقتا فقط یک کلمه خاص هستش که بار وضعیت را به خواننده یا شنونده یا بیننده میرسونه..

      بعضی از ما آدما واقعا متخصص در آوردن عنه قضیه هستیم..

    2. اره ، خوب یکم عجیب بود…
      ولی بنظرم فقط عجیب بود ، یکی دو مورد دیگه هم توی این سری لوسی بلکمن بود که اونها هم عجیب بودن، بعضاً در نقاط حساس و تکاندهنده خنده دار بودن ، و بعضاً رکیک بنظر رسیدن ولی این یک نکته هست که عجیب بودن به معنی بد بودن یا غلط بودن نیست.
      .
      راوی چنل بی تا الان دیگه به اون درجه از مهارت رسیده که چیزی اشتباه از دهنش نپره ، یا اگر پرید تشخیصشون بده و اصلاحش کنه.
      .
      نکته اینجاست که یقتایی یه اِلِمان هایی در بیان و بازگو حالاتی نقطه عطف تلقی میشن، و تمرکز و توجه رو نسبت به خوشون تحریک میکنن و در نمودار ادراک شنونده یا خاننده یا بیننده یک جهش بلند ایجاد میکنن، این جهش به عنوان یک فِرَکشن روی مابقی خطی وقایع تاثیر مهمی داره.
      .
      این جهش ها رو ما همه جا میبینیم ، چه در پادکست ، چه نمایش و فیلم و چه در گفتگو های روزمره خودمون. گاهی برنامه ریزی شده هستن و گاهی نا خوداگاه ، مثل پوزخندی در میان یک گفت و گو ، یا یک کلمه توجه برانگیز در پادکست از علی بندری و … .
      .
      شنونده حرفه ای پادکست باید و باید و باید این رو بدونن که راوی در پادکست امپراطور اون پادکست هست، مرز ها رو خودش تصویر میکنه و خودش هم میتونه بشکنه. اصلا همین چارچوب باز پادکست هست که اونو از رادیو کتاب، تلوزیون و … متمایز میکنه.
      .
      این نظر هست ، اگر باهاش مخالف هستید، مخالفتتون کاملا محترم هست و برای من ارزشمند.

      1. خیلی ممنونم که نظرتون رو نوشتید. کاملا قبول دارم که صاحب پادکست امپراطور هست و تشخیص میده قضیه رو چه جوری پیش ببره. اینکه در اجزای داستان از کلمات رکیک از قول شخصیتها استفاده بشه هم برای من قابل فهم هست ولی اینکه راوی برای توصیف یک نفر بر خلاف رویه همیشگیش این نوع کلمات رو به کار ببره از نظر من عجیب هست. من به عنوان شنونده هر دو پادکست ایشون این فیدبک و بهشون میدم که از نظر بعضی از شنوندگان پر و پا قرصشون ناخوشاینده. نهایتا ایشون تصمیم میگیره که این روند رو ادامه بده یا متوقف کنه.

      2. نظرتون خیلی جالب بود و تازه. به هر حال پلتفرم پادکست در ابتدای راه هست و ما به عنوان مخاطب (و یا حتی صاحب پادکست) چیزهای زیادی هست که نمیدونیم و در طول مسیر رشد این پلتفرم، هم یادش میگیریم و هم باهاش آشنا میشیم. برای خود من هم همیشه سوال بود که تفاوت پادکست با شبکه رادیویی شخصی چیه! فکر میکنم یه فرقش تو همین شخصی بودنشه مثل بلاگ یا ولاگ.

      3. مثلا من نوعی میتونم برم یه پادکست هوا کنم و توش از هر چی دلم خواست حرف بزنم. مثل بلاگ نویسی میمونه. (اونجا محتوا به صورت تکست ارائه میشه به جای صدا) بر این مبنا علی بندری آزاده هر جور دلش میخواد حرف بزنه. یعنی میخام بگم این از ملزومات پلتفرم نیست که علی بندری نباید مثلا F… Up استفاده کنه (که اتفاقا میتونه، چون در غیر اینصورت میشد رادیو) بلکه کیفیت و استانداردی که علی بندری تا بدینجا در محتواش ارائه کرده مخاطبش (البته بعضی هاشون) رو حساس کرده به اینجور ادبیات و خب طبعا اونها هن حق دارند نظر بدهند.

    3. به نظرم راوی حس در لحظه ی توصیف داستانش را بیان می کنه و اگر بخواد خودشو سانسور کنه دیگه داستان به این جذابی و روانی ای که از آقای بندری عزیز می شنویم نخواهد بود .

    4. لفظ fuck در کشورهای انگلیسی زبان، در محاوره های عادی نیز بکار میره و معنایی عام داره نه لزوما آنچه که ما فارسی زبانان ترجمه میکنیم. به عبارت دیگر شاید بشه “به فنا رفتن” ترجمه ش کرد.
      مثلا what the fuck are you doing here? یعنی اینجا چه غلطی میکنی؟ و …

  6. من چند هفته اس که جلو خودمو میگیرم آخر قصه رو گوگل نکنم و با چنل بی جلو بیام و الان میخوام بگم که خوشحالم که این کار رو کردم …
    اون لحظه قرائت حکم واقعا سطل آب یخ روی سرم خالی شد
    ممنون از علی بی عزیز و چنل بی معرکه
    واقعا نوسینده کتاب درست میگه ‘ از کجا میدونی…’
    در جواب به کسایی که گفتن یا با رفتار نشون دادن ما این کار رو انجام نمیدیم (کار تیم بلکمن رو ) و من واقعا نمیدونم توی اون شرایط چه تصمیمی میگرفتم
    اینم برمیگرده به کتاب پوست در بازی از بی پلاس …
    ماهایی که پوست در بازی نداریم چطور میتونیم در باره این اتفاق دردناک #نظر_شخصی بدیم…
    خدا قوت میگم به همه تیم دستمریزاد
    منم مثل خیلیا طرفدار افراطی چنل بی و بی پلاس ام …

  7. خیلی خیلی موضوع جالب، و انتخاب سریال عالی بود.حس کنجکاوی من رو کل این هفته‌ها مشغول خودش کرده بود و برای دوستانم از این داستان و چنل بی کلی تعریف کردم، نکته‌ی فوق العاده هم برام آشنا شدن با فرهنگ ژاپن و فضای توکیو بود.
    ممنون و خسته نباشید بچه‌های چنل بی

  8. سرعت بارگذاری سایت پایینه..از وقتی که نو نوار کردین هم سرعت کمتر شده..اشکالات بارگذاری معمولا پیش میاد و کامل بارگذاری نمیشه..مثلا Play Icon یا درواقع Player Bar بارگذاری نمیشه خوب..مخصوصا زمانی که مستقیم و بدون پراکسی متصل میشی..کلا طراحی جدید را نیستم..باید سبک و روان باشه و طراحی ساده باشه خیلی بهتره..
    اگر هم متوجه شدید که پیام عصبی هستش درست فهمیدید. خوب باید متوجه باشید شرایط ایجاب میکنه.
    مرسی از خدماتتون..
    پادکست خوبی بود..

  9. تمرکز اصلی آشنایی با فرهنگ ژاپن بود که لذت بخش بود برام و البته در ضمن میشه به اهمیت پول در فرهنگ آنگلوساکسنی هم پی برد چه اینکه چه تعداد دختر برای پول به ژاپن رفتند و در نهایت خانواده هاشون هم پول قاتل رو گذاشتند در جیبشان و رفتند در وسط دریا اشک ریختند. البته این قضاوت نیست نتیجه گیری هست. 🙂

    1. پول دوستی و انتقام گرفتن با واسطه گری آقای پول مرز نمیشناسه..
      مثلا در کشور خودمون طرف با ماشین میلیاردیش یک انسان با جیب ضعیف یا فقیر را میکشد و علنی میاد پایین و عربده میکشه که : ” چیزی نشده دیه اش را میدم ” به دفعات ما شنیدیم این داستان را..میکشم پولشو میدم…
      واقعیت انکار ناپذیر اینه که از هر دری که پول باد آورده و هنگفت بیاد از در دیگری اخلاقیات و قوانین طلایی نانوشته انسانی از بین میرود.

      1. من رو روش خانواده قربانی ها برای تسلی دادن خودشون جلب کرد. اینکه انگار برای غربی ها التیام از درد، فراموشی و لذت هست که با گرفتن پول از قاتل میسر شد و برای ما شرقی ها التیام در تلافی هست. شاید ترجمه اش به زبان ما شرافت باشه حتی توی ایران هم پول دیه معمولا صرف امور خیریه میشه تا خریدن قایق تفریحی. اما شاید باید کامنت اولم رو پس بگیرم و بگم در نهایت همه بازمانده ها دنبال تسکین هستند حتی اونی که پول دیه رو ببره تو قمار.

  10. خسته نباشید، عالی و گاهی نفس‌گیر بود..

    نمی‌دونم چرا اما من واقن حس عجیبی نسبت به شخصیت لوسی داشتم.
    شاید چون چهره‌ش منو یاد یکی از هم‌کلاسیام می‌نداخت، نمی‌دونم.
    اما خیلی متاسف شدم و گریه کردم…

  11. با تشکر از زحمات همه دست اندرکاران بی پلاس و چنل بی و خصوص از ارائه بسیار جذاب و گیرای جناب بندری وبا سپاس از جمع بندی خوب و مناسب بخش پایانی ، فقط برای من نکاتی از این داستان دارای ابهام هست که فکر می کنم کمتر بدان اشاره شد و آن اینکه با توجه به اختلاف رأی دادگاه تجدید نظر با رأی قبل به نظر می آید اقدام وتدبیر پدر لوسی در خصوص استفاده از حضور تونی بلر و سخنرانی تونی بلر در مورد آسیب وارده (حتی به زعم گوینده انگار که مطالب تونی بلر را آقای تیم تهیه کرده باشد ) و به نوعی درگیر کردن دستگاه اجرایی و دیپلماسی ژاپن در این زمینه (وتبعات اجتماعی و سیاسی و اقتصادی موضوع حداقل در آن زمان )”” می توانسته در رأی اولیه دادگاه موثر بوده باشد”” و با درگیر شدن یکی دیگر از خانواده های یک کشور دیگر (استرالیا) و مضافا مشمول مرور زمان شدن تاثیرات سوء رأی اولیه ، رأی دادگاه به عدالت بیشتری نزدیک شده است .در واقع رأی اولیه واینکه موضوع لوسی بوده است به نوعی دفاعی از قربانی (لوسی) مشهود نیست و در نهایت وبا مشمول مرور زمان بالاخره رأی به رضایت نسبی شاکیان در پایان نزدیک شده است .

    1. سلام
      اولین کامنت برای چنل بی که خیلی دوسش دارم در جواب محمدخان
      کامنت شما و جوابت بسیار برای من آشنا بود عقده استاد بودن و حرف قشنگ زدن(نمونه زیاده تو راه شمال اینوری میزارن بمونید خونه و مردم ما…) داداش شما نیاز نبود همه رو گوش کنی وقتی دیدی خشنه گوش نمی کردی و علامت E جلوی اپیزود برای شما آقای حساسه
      زیاد مقایسه نکن مثال نزن حرفای بقیه رو نزن ببین دلت چی میگه خودت باش

  12. تو قسمت پخش کننده سایت لطفا ایتم کنترل سرعت پخش اضافه کنید خیلیها مثل من با سرعت بیشتر قصه گوش میدهند البته قصد نارحتی ندارم ولی آقای بندری کلا یه ذره شل توضیح میدید , ولی کارت خیلی عالی اونم اگه باسرعت ۱/۲ بیشتر گوش بدهیم.

  13. آقای بندری، چه لزومی داره جسد رو با تمام جزئیات شرح بدید؟
    چه لزومی داره شکل انجام جنایت رو با تمام جزئیات شرح بدید؟
    حداقل نمی تونید قبل از تشیح جسد، به شنونده اخطار بدید؟
    آقای بندری زمانی که پادکست شما در سایت ناملیک ۵ نفر هم شنونده نداشت من یکی از این ۵ نفر بودم اما سریال لوسی واقعا روان من رو آزار داد و فکر میکنم اثر این آزار تا مدت ها در من باقی خواهد موند.
    متاسفم.

    1. واقعا، ترسناک بود، به نظرم تاثیر روانی پادکست خیلی بیشتر هست نسبت به فیلم یا نمایش… چون اونای دیگه تصویرسازی توسط نمایشگر یا بازیگر عملا خلق میشه ولی وقتی پادکست میشنوبم تمام انرژی تخیلمون فعال میشه و احساسات رو روشن تر و رنگی تر و پر اثر تر درک میکنیم… اتفاقات دلخراشی توی این داستان بود.
      .
      به نظرم میشه یجورایی اطلاع داده بشه که در سِنس پیش رو یک صحنه فجیع رخ خواهد داد مثلا توسط یک موزیک قرار دادی، یک زنگ اخطار ، یه جمله هایی که با وسواس انتخاب شده باشن و در عین حال که به گروهی گوشزد میکنن که فاجعه ای در حال رخ دادن هست، کاتارسیس مابقی شنونده ها رو مخدوش نکنه…

  14. فقط یه مورد اینکه علی بندری یه جا که داره در مورد بیانیه ی دادگاه میخونه جایی که از قاتل به عنوان حیوان عنوان شده انتقاد میکنه از این تعبیر اما ده دقیقه بعد از کشتار مردم کره توسط ژاپن از همون عنوان “حیوون” استفاده میکنه.چرا؟!
    مورد دیگه اینکه جانب داری از شخصیت پدر لوسی به نظرم بی مورد بود.ممنون ک زحمت میکشید.

    1. دقیقا..

      حالا از اون خنده دار تر اینکه اینجا بیشتر از اینکه درباره اپیزود بحث و گفتگو بشه و قضاوت های مختلف به چالش کشیده بشه..همه دارن درس اخلاق میدن به آدم.

  15. مرسی چنل بی عزیز که روزای قرنطینه رو با این داستان جذاب برامون آسونتر کردین. همیشه همینطوری بمونین و مخصوصن بیشتر از این داستان های سریالی هیجان انگیز درست کنید. داستان خیلی زیبا و همزمان غم انگیزی بود و من پیشنهادم اینه که :
    ١- یه مقدار حاشیه هایی رو که میشه حذفشون کرد کمتر کنید که رشته داستان از دست ما هم در نره و حواسمون پرت نشه
    ٢- به نظرم بهتر بود به ابعاد روانشناسی قضیه هم می پرداختید مثلن شخصیت عجیب و پیچیده ای مثل اوبارا جا داشت بیشتر موشکافی شه و نظر یک روانشناس مثلن درباره ش میومد بد نبود شاید. این اختلالای عجیبی که داشت جای بررسی بیشتر داشت
    ٣- کاش از وضعیت الانش در زندان هم بیشتر میگفتید
    در نهایت افکتای موسیقی تون خیلی خوبه و به موقه س و هیجان قضیه رو بیشتر میکنه

  16. من هاشق پادکستاتونم مرسی واقعا انگار یه سریال مهیج واقعی داشتم می دیدم انقد که خوب روایت میکنید فقط برام سوال بود از خانواده اوبارا مادرش برادراش هیچکی تو دادگاه نبود هیچ مصاحبه ای باشون نشد این خیلی خالی بود ؟!!!!

  17. همش با خودم میگفتم قیافه لوسی شبیه کیه چقدرررر آشناست؟ الان فهمیدم لوسی فتوکپی فتوکپی فتوکپی عروسه فردین یعنی نورملا عین الدین هستش عینه اونهههههه مو نمیزنه خیلییی شبیههههه

  18. روایت عالی بودوراوی بی نقص!ممنونم.دیدگاه واقعی وجالبی هم ازژاپن به دست آوردیم.خصوصا اگرماجرای زندگی غم انگیز لوسی عزیزفقط یک دست آوردهم داشته باشدوآن واردآوردن یک شوک به دختران جوان ونترس باشد وبدانندکه دراین جهان هیچ کجابرای آنهاامن ترازآغوش خانواده ،حتی بدش، نیست بازهم کافیست.روحش شاد.

  19. داستان هایی رو بزارین که پایان شیرین داشته باشن،چراهمیشه یه مرگ تلخ یا یه آسیب شدید
    مثلا زندگی یه فردی که بعداز سختی زیاد به هدفش رسیده هم قشنگه:))

  20. بهترین قسمت های پادکست همین داستان سریالی لوسی بود اگر این نحوه اجرا رو اون زمان موقع قسمت های یونابامبر یا سیلک رود یا مستر مایند داشتید اونها دیگه فوق العاده تر میشدند ولی با همین آزمون و خطاها امروز به این اجرای بی نظیر رسیدید

  21. درود و عشق فراوان به همه اعضای تیم تولید کننده چنل‌بی،راستش من از سال ۹۶ با چنل‌بی اشنا شدم و باهاش زندگی کردم و شاید خیلی جاها دیدم رو به زندگی عوض کرده باشه ولی این اولین کامنتی هست که میذارم (دلیلش رو در ادامه عرض میکنم) و امیدوارم علی بندری عزیز کامنت و نظر من رو بخونه. سریال لوسی بدون شک تا به امروز قوی ترین اپیزود چنل‌بی هست و مهمترین دلیلش پرداختن به جزییات بسیار کوچک داستانه(در حالی که تو کامنت‌ها دیدم نوشته بودن زیادی طولش دادین یا آب بستین!) اگر اینهمه نظرات منفی میبینیم که این داستان حال خیلی هارو خراب کرده و ذهنشون رو چندین روز درگیر کرده و… به عقیده من فقط و فقط پرداختن به جزییاته و اینکه مخاطب بطور قوی با شخصیت ها آشنا شده،بقولی شما مثل یک کارگردان شخصیت هاتون قوام اومده.
    تو این چندروز چندتا از اپیزودهای قدیمی رو گوش دادم مجدد و متوجه این فرق بسیار بزرگ شدم که داستانی که مثلا در یک ساعت روایت شده چقدر فرق داره با اپیزودهای لوسی و شناخت ما از اون داستان ها در مقابل سریال لوسی و آدم‌هاش میشه گفت که هیچه… چندین روزه درگیر لوسی‌ام و این هنر شمارو میرسونه (البته قبلا با اپیزودهای دیگه هم همچین وضعیتی داشتم 🙂 ) ولی درخواستم اینه رویه‌ی اپیزودها به این سمت بیاد،چون همینطور که خود علی عزیز هم چندبار اشاره کرد که میتونیم این داستان رو در نیم ساعت هم بگیم،اما اگه داستان در نیم ساعت گفته میشد بازهم همچین اثری رو در مخاطب یا در کیفیت خود اون اثر میداشت؟ مطمعنا خیر.
    بازم عشق نثارتون میکنم با قدرت به کارتون ادامه بدید و اگه یه روزی برای فرار از این بردگی‌ و اسارت انسان مدرن تونستم نقل مکان کنم به کلبه‌ام وسط جنگل، حتما همتون رو یه روز دعوت میکنم.:)

  22. کارتون عالیه! بخصوص صدا و نوع تعریف کردن آقای بندری! فقط خواهش میکنم اینقدر گزارش ها رو طولانی نکنین! آدم از هریکشنبه تا یکشنبه بعد همه چی یادش میره و بخصوص وقتی داستان پر شخصیت باشه، اسماشون. و نقششون رو فراموش میکنه! من گزارش های کوتاهتون رو خیلی بیشتر میپسندم

  23. عالی و تکاندهنده!
    برای من سوای از دانشی که درمورد بخش خاصی از فرهنگ ژاپن، نوع دادرسی پرونده های جنائی در دادگاههای آن کشور و مقایسه ش با سیستمهای غربی، و اطلاعات ذی قیمتی که درمورد نگاه نژادپرستانه ژاپنی ها به کره ای تبارها بدست آوردم، شخصیت پردازی افراد درگیر در این ماجرای تراژیک بی اندازه جذاب و آموزنده بود.
    باید بگم بطور خاصی مجذوب شخصیت تیم بلکمن شدم. رفتارش در مواجهه با چنین ترومایی استثنایی بود. این آدم خودش یه کاراکتر قابل توجه ست. بیانه ای که در دادگاه قرائت کرد، از نظر بیان عمق احساس، بینظیر بود. بویژه وقتی گفت تمام درد و رنجم وقتهاییست که به لوسی فکر نمیکنم. و بعد، آن تصمیم شوکه کننده دریافت پول و امضای بیانیه وکلای مدافع. هنوز گیجم. این تصمیم وحشتناکه. تراژدی آنقدر سهمگینه که جرات ندارم همزاد پنداری کنم و بعدبه قضاوت تصمیم او بنشینم.
    سوال اساسی اینه که آیا او کوچکترین احتمالی میداده که دریافت پول تسلیت و امضای بیانه وکلا، ممکنه در رای دادگاه علیه قاتل فرزندش تاثیر منفی بگذاره و به نفع قاتل تمام شه؟ یا به هر ترتیب، صد در صد مطمئن بوده از بلااثر بودن چنین معامله ای؟ و یا اینکه وجدانش اجازه نمیداده که صرفا به شواهد ضمنی و نه قطعی قتل اکتفا کنه؟ همین پیچیدگی های شخصیتی تیم بلکمن هست که از نظر من او رو از سایر شخصیت های این داستان بطرز چشمگیری متمایز میکنه. ضمن اینکه چهره ش کاریزمای عجیبی داره. خوش تیپ و گیرا.
    عجب داستانی بود …

  24. ضمنا، در پاسخ یه کسانی که منتقد روایت های جنائی در پادکست هستند باید بگم که در داستان جنایت همواره عنصری از تعلیق و بند آمدن نفس وجود داره که باعث میشه قوای ذهنی و احساسی فرد مخاطب داستان، در بالاترین سطح، به فعالیت افتد و جویای روابط علی-معلولی متقن، گردد. در ژانر جنایت، همواره ترکیبی از علم تجربی، اخلاق، حقوق، و رفلکسهای روانشناختی متاثر از هراس از درد و مرگ، و نیز نسبت همه اینها با تاریخ، فرهنگ و حتی جغرافیای سیاسی و اجتماعی واقعه، بعلاوه ی مفاهیمی انتزاعی چون عدالت، شرم، گناه، بخشش، انتقام، و … همگی در هم می آمیزند و نمونه ای عالی برای درگیر کردن ذهن بوجود می آورند.

  25. با سلام
    اخیرا در سایت بی بی سی فارسی مطلبی نوشته شده در مورد پرونده رییس شرکت رنو-نیسان. در اونجا هم مواردی رو راجب نقایص و ایرادات سیستم قضایی ژاپن مطرح کرده. به نظرم بد نیست به عنوان لینک کمکی به ضمیمه های این داستان اضافه بشه.
    https://www.bbc.com/persian/extra/owtmgMNfId/the_fall_of_the_god_of_cars_persian
    با تشکر

  26. جالب بود ؛ اما شاید اگر روزی باز خواستید به ژاپن برگردید بد نباشه اپیزود هایی در مورد واحد ۷۳۱ ارتش امپراتوری ژاپن و یا زندگی سادا آبه تولید کنید. تکان دهنده خواهند بود.

  27. بسیار عالی مثل همیشه.
    چند تا نکته: حس میکنم دیگه کارها رو خودت کارگردانی نمیکنی استاد بندری. یعنی فقط داستان رو میگیری و روایت میکنی.
    کارگردان جدید یک خانم هست؟!( چون جزئیات مثل گوش دادن به حرفهای خانمها بود). حس میکنم این سیستم برای خودت نیست. این کار احساسی تر بود، ۶ اپیزود واقعا زیاد بود ( حس بحثهای خاله زنکی بهم دست میداد بعضی جاها) ، مطالب تکراری داشت. بعضی جاها اصلا ربطی به داستان نداشت ولی من دوست داشتم مخصوصا اون جاهایی که فضای جامعه ژاپنی رو توضیح میدادین. هی میخاستم بزنم جلووو ولی نزدم.
    دستتون درد نکنه. منتظر کار بعدی هستیم

  28. سلام،خسته نباشین.کاش نصف وقتی که واسه بی پلاس میزارینو واسه چنل بی هم‌میزاشتین.بابا به خدا مخاطبای چنل بی کم نیستن،بنظرم طرفدار ماجراهای واقعی بیشتر از کتاب اونم تو یه سبک خاصه(البته این نظر منه)

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *