اپیزود ۳۰ – کابینه سایه ولادیمیر پوتین

توسط ۳۰ مهر ۱۳۹۶اپیزودها

در اپیزود سی‌ام پادکست ChannelB برای اولین بار به روسیه می‌رویم و ماجرای پروژه‌ی ساخت پل عظیمی را می‌شنویم که قرار است روسیه را به شبه جزیره کریمه وصل کند. در لایه‌ی زیری روایت این پروژه‌ی ساختمانی از این می‌شنویم که روسیه‌ی امروز به دست چه کسانی اداره می‌شود، فرق الیگارشی جدید با الیگارشی قدیمی‌ چیست و چرا بعضی از دوستان نوجوانی رئیس جمهور چهره‌های مهم سیاسی و مالی امروز کشور شده‌اند.

از ناملیک بشنوید.

گزارش منبع:

Putin’s Shadow Cabinet and the Bridge to Crimea نوشته Joshua Yaffa

موزیک‌های این اپیزود: ترانه‌های

The little bell of the troika

Along the River Kazanka

Along the peter’s street

Im tiefen kellerI

از موسیقی سنتی روسیه با اجرای Ivan Rebroff

لینکها

۱. سایت کاوه‌نگار

۲. سایت پروازهاب

۳. بات تلگرام  پرواز هاب

با تشکر از فاطمه فخاریان

به گفتگو بپیوندید ۱۳ نظر

  • کریم گفت:

    لویاتان ساخته (آندری زویاگینتسف) هم تصویری بسیار جالب و دقیقی از روسیه امروز به دست میدهد

  • سعید گفت:

    بر خلاف آنچه تا کنون از چنل بی منتشر شده بود، داستان قسمت سی ام کاملا تحت تاثیر جریان سیاسی چپ امریکاست که سلطه بر رسانه های امریکا و غرب را بصورت تمام و کمال دارد. در حال حاضر این جریان هدفی جز خراب کردن چهره رییس جمهور کنونی امریکا و یا هر رهبر ممالک دیگر که وارد بازی نظم نوین جهانی و گلوبالیستی نشده اند بهر قیمتی ندارند. شاید اولیگارشی روسیه دروغ نباشه، اما در برابر اولیگارشی کاخ سفید پر کاهی بیش‌تر نیست. تمام اخبار دخالت روسیه در انتخابات امریکا هم این جریان تغذیه می‌کنند که تا بحال چیزی جز یک سری اتهام بی سند و مدرک نبوده. از آقای بندری درخواست می‌کنم کانال چنل بی رو بدور از جریانات سیاسی رایج حفظ کند تا به اصالت آن خدایی نکرده خدشه ای وارد نیاید. داستان اوکراین هم اگر از زبان یک اوکراینی شرقی بشنوید کاملا متفاوت با یک اوکراین غربی است. اما هر دو به احتمال قوی اعتقاد دارند که تو کشورشون امریکا کودتا کرده تا روسیه رو تضعیف کند و خطوط انتقال انرژی به اروپا رو صاحب شوند و‌ زیر گوش روسیه قوای ناتو را مستقر کنند. شاید بشه به تحلیل‌ چهره های بیطرف و برجسته امریکا مثل نوم چامسی بیش‌تر از دیگر رسانه های در اختیار احزاب اعتماد کرد. بالاخص نیویورکرز که اصلا در مسایل سیاسی بیطرف نبوده و نخواهد بود. ممنون شما. سعید از هیوستن امریکا

    • ا.م گفت:

      لابد همین جریانِ سیاسیِ چپ هم زد هواپیمایِ به مقصد هلند رو ساقط کرد و جدایی‌طلب‌هایِ تحتِ حمایتِ روسیه هیچ نقشی نداشتن. چهره‌ی رییس‌جمهورِ کنونیِ آمریکا هم نیاز به تلاش برایِ‌ تخریب نداره. دهنشو باز کنه خودش خودشو تخریب کرده.

      • سعید از هیوستون گفت:

        دوست من… منظور من دفاع از دولت کنونی آمریکا یا روسیه نبود… بلکه برعکس، سعی در خنثی بودن و بدور ماندن از جریانات سیاسی جاری است. در عرصه ای که رسانه همه‌گیر بی‌طرف وجود خارجی ندارد، کانالهایی مثل چنل بی خنثی میتونه مثل الماس نایابی بدرخشد و ما را با جنبه های دیگر مسائل دور و برمان آگاه سازد. متاسفانه نزدیک به صد در صد رسانه های دنیا شامل اخبار و سرگرمی و فیلم و سریال از یک خط مشی و ایدئولوژی جهانی پیروی می‌کنند و جریان‌های مقابل رو با بی رحمی کمال سرکوب می‌کنند. اینجاست که پیدا کردن خبر صحیح بسیار مشکل اگر نه ناممکن می‌شود. اینگونه می‌شود که مخاطبین بعد از چندی ناخودآگاه آنطور که رسانه ها می‌خواهند فکر می‌کنند و مسائل رو تجزیه تحلیل میکنند. نظر حقیر این بود که حد اقل چنل بی همانند گذشته از مسائلی که در کانون این کشمکش‌های سیاسی آمریکا است فاصله بگیرد تا مطالب کمتر (نه کاملا) تحت تاثیر جریان کنترل ذهن (بصورت ناخودآگاه) گردانندگان اصلی دنیا و رسانه ها باشد.

        از شما بابت ایراد و آقای علی بندری بابت زحمات بیدریغشان و برنامه های بسیار آموزنده و سرگرم کننده اشان تشکر میکنم

    • علی بندری گفت:

      کامنت واردیه و البته من سعی کردم در خود پادکست هم یادآوری کنم که این یک زاویه‌ی نگاه غیرخنثی به ماجرای اوکراینه. همین حرف رو درباره‌ی اپیزود مرکل و اپیزود رواندا به طور مشخص می‌شه زد. در نگاه کلی تر هم واقعاً بعیده بشه گفت که یک گزارش از اینهایی که من تا حالا تعریف کردم جامع و همه‌نگر بوده. حتی در پرونده‌های قضایی ظاهراً سرراستی مثل محاکمه‌ی برادران سارنایف روایت‌های آلترناتیوی وجود داره که بعضی‌هاش رو به اشاره در وبسایت منعکس کردیم. ولی بضاعت پادکست و ماموریتی که براش تعریف شده بیش از این نیست. سوال کلیدی در نهایت این می‌شه که با علم به اینکه قضاوت سیاسی چنین گزارشی جهت‌داره، آیا بهتره مخاطب پادکست با الیگارشی روسی آشنا بشه یا نه؟
      من تلاشم اینه که وارد موضوعات روز نشم از جمله به همین دلیلی که شما اشاره کردید. اما منابعی که می‌شه ازشون برای پادکست استفاده کرد معدود هستن. اگر نمونه‌ی مناسبی معرفی کنین حتماً بررسی می‌کنیم.

      مرسی

  • پژمان گفت:

    مثل همیشه عالی و فوق العاده بود. جدا از داستان و سعی در نشان دادن مسائل کمتر مطرح شده، بابت زحمتی که میکشی ممنون. مرسی علی.

  • آناهیتا مبرقعی گفت:

    سلام علی بندری. تازه باهاتون آشنا شدم و چند اپیزود رو گوش دادم و لذت بردم و از این بابت بی نهایت از شما ممنونم. یک موضوع پیشنهادی دارم. Turia Pitt

  • سعید از هیوستون گفت:

    سلام آقای بندری. فکر کنم داستان دیوید کورش از شهر وکو تگزاس هم جالب باشه… کتاب خاکسترهای وکو این داستان حولناک رو بعلاوه جلسات داددگاه فدرال روبازگو میکنه

    David Koresh
    Ashes of Waco book

  • کریم گفت:

    سلام علی بندری
    اینروزها باز منسون(یا فرقه چارلز منسن) ها مورد توجه اخبار قرار گرفتن…اگه بشه یه گزارش خوب از ماجرا بدید عالی میشه… تارانتینو قراره یه فیلم بسازه با اشاره به این موضوع… توی محتوای فارسی چیز بدردبخوری نبود…ولی به گمانم گزارش/مستندهای زیادی ساخته شده در این زمینه…شایدم خودت الان داری بهش فکر میکنی به عنوان سوژه بعدی…

  • حسن کاشفی گفت:

    اقا این چیزایی که اول داستان گفتی در مورد مسئله‌ی روایت، قصه و دادگاه اگر نگم کاملا اشتباهه به شدت سطحیه. پیش کشیدن مقوله‌ی دادگاه و برنده شدن کیس‌ها اگر همراه با عبارت « در کیس‌های کریمینال/کیفری» باشه با چند تا اما و اگر قابل بحثه. چون این طوری نیست که در هر حوزه‌ای که کیس به دادگاه میره مسئله‌ی روایت اهمیت خاصی داشته باشه. خیلی از حوزه‌ها در حقوق خشک‌تر و محدودتر از این حرفاست که در دادگاه قصه تعریف بشه و زوایه‌ی دید و پوینت او ویوئه وکلا و طرفین دعوا موثر باشه. تا برسیم به موارد کیفری. این حوزه هزار تا اما و اگر رووش هست. در سیستم رومی/ فرانسوی – مشابه چیزی که در ایران وجود داره، به علت وجود قانون کدیفای شده نقش روایت چندان چشمگیر نیست. فکت‌ها روی قانون مچ می‌شه و مواد قانونی مضیق تفسیر می‌شه. در نتیجه قرار نیست فکت اول (کیس فعلی) روی فکت دوم (کیس قدیم) مچ بشه که مسئله‌ی شباهت‌ها، تفاوت‌ها و امکان تمایز گذاشتن اهمیت پیدا کنه. در سیستم انگلوفن تا حدی موثر می‌تونه باشه اما نه اون طوری که سریال‌های پلیسی تصویرش رو می‌سازند. اگرچه در سیستم حقوقی کشورهای انگلوفن به علت فقدان کد و اهمیت ویژه‌ی ژوری روایت نقش موثرتری پیدا می‌کنه ولی نه اون طوری که ممکنه در گزارش‌های ژورنالیستی یا سریال‌های نتفلیکس نشون داده بشه. طبیعیه که دراماتیزه کردن وقایع کیس‌های کریمینال در سینما و تلویزیون ضرورت داره ولی متاسفانه این منجر شده به یک تصور سطحی و خام از کار وکلای کریمینال. این توهم که وکلا هیبت شرلوک هلمز رو پیدا می‌کنند و هرکی بهتر بتونه قصه تعریف کنه برنده میشه از اساس خیالی‌ست. فرایند ساخت آرگومنت مرزهای دقیق و کاملا شفافی با ادبیات داره. اصولا ساختن استدلال در سیستم حقوقی آنگلوفن تابعی از قواعد فیلم نامه نویسی هالیوود نیست.

    • علی بندری گفت:

      من سعی می‌کنم چیزی از خودم نگم تو پادکست‌ها و این یکی از معدود مواردی بود که از این قانونم عدول کردم و نتیجه‌اش هم از قرار معلوم آبرومندانه نبوده. ممنون از توضیحاتت. سعی می‌کنم یه حوری درستش کنم.

نظر بدهید