مصاحبه با لویز راد پس از عبور از جنوبگان

توسط ۳ بهمن ۱۳۹۷مطالب تکمیلی

به تازگی دو ماجراجو با عبور تنها و بدون کمک از جنوبگان تاریخ‌ساز شدند.

تا پیش از این هیچ کدام از تلاش ها برای عبور تک‌نفره از جنوبگان موفق نبوده است، داستان تلاش ماجراجوی بریتانیایی، هنری ورزلی برای عبور از این مسیر را در اپیزود ۳۷ چنل بی تعریف کردیم

در سوم نوامبر سال گذشته “۲۰۱۸”، کاپیتان ۴۹ ساله ارتش بریتانیا “لوییز راد” و ورزشکار ۳۳ ساله آمریکایی “کولین اُبردی” هر کدام به تنهایی قدم در این سفر دلهره‌آور گذاشتند.

در شروع مسیر یک هواپیما آنها را در یک مایلی از مرز یخی قطب پیاده کرد و هر کدام از آنها بدون حتی یک روز استراحت بیش از ۹۰۰ مایل را در طول سردترین و خشک‌ترین قاره‌ی جهان اسکی کردند.

آنها این مسیر را در حالی پیمودند که یک سورتمه سنگین که شامل مواد غذایی و وسایل مورد نیاز آنها در این سفر بود را با خود می‌کشیدند. علاوه بر این آنها به جنگ شرایط سخت جنوبگان نیز رفته بودند، بادهایی با سرعت بیش از ۱۰۰ کیلومتر، دمای منفی ۴۰ درجه و هوای بورانی، شرایطی که چند ماه برای آن آموزش دیده بودند.

در آخرین مرحله از این سفر اُبردی مسافت حدودا ۸۰ مایلی را در ۳۲ ساعت پیمود و سفرش را در ۵۴ روز در تاریخ ۲۶ دسامبر ۲۰۱۸ تمام کرد، راد هم دو روز بعد موفق به رسیدن به خط پایان شد.

“سرمستی کامل” توصیف راد از احساسش پس از رسیدن به پایان مسیر بود،‌ راد با حضور در برنامه‌ی ‘THIS MORNING’ شبکه ‘CBS’  گفت: “زمانی که این کار را شروع کردم، کاملا آگاه بودم که هیچ کس موفق به انجام این کار نشده، در واقع موفقیت به هیچ عنوان تضمین‌شده نبود و حالا موفق‌شدن در این کار احساس فوق‌العاده‌ای دارد”.

راد هفته‌های طولانی سفرش را با گوش‌دادن به موسیقی و کتاب صوتی، سپری کرد.

او گفت: “شنیدن صدای یک نفر دیگر مفید بود و آهنگ‌های بروس اسپرینگستن و بونو در طول این مسیر واقعا به من کمک کرد، مخصوصا “Born in the USA” بروس اسپرینگستن که واقعا من رو سرپا نگه می‌داشت”.

راد اضافه کرد:‌ “من تعداد زیادی هم کتاب صوتی داشتم،‌ شنیدن صدای یک انسان وقتی که اسکی می‌کردم خیلی آرامش‌بخش بود، بدون اون فقط صدای زوزه‌ی باد شنیده می‌شد.”

کتاب‌های صوتی راد شامل سخنرانی‌های وینستون چرچیل، سخنرانی‌های انگیزشی و بیوگرافی افراد معروف بود.

با وجود تمام اینها، موفقیت راد به هیچ وجه آسان بدست نیامد، در یکی از روزها او ناچار شد قسمتی از مسیر را دو بار طی کند، راد در این باره گفت:

“امسال با توجه به حجم زیاد بارش برف، زمان دشواری برای عبور از قطب بود، من در منطقه‌ای کم ارتفاع بودم و از شب تا صبح برف ‌بارید، صبح که بیدار شدم به سختی می‌توانستم سورتمه را در برف عمیق و نرمی که شب گذشته باریده بود بکشم، وزن سورتمه حدودا ۱۳۰ کیلو بود. چادر، کیسه‌خواب و تمام چیزهایی که برای زنده‌ماندن در طول دو ماه به آنها نیاز داشتم.

ناچار شدم نصف وسایلم از جمله چادر و کیسه‌خواب را روی برف جاسازی کنم و محل را با چوب اسکی علامت‌گذاری کنم، بعد شروع به حرکت کردم و چند مایل جلوتر، غذاها و هرچیزی که در سورتمه مانده بود را خالی کردم. شروع به برگشت مسیر کردم، وضعیت هوا هم به‌شدت خراب شده بود و سرعت باد به ۹۰ کیلومتر میرسید، دید هم زیر ۵ متر بود، در این شرایط با سختی موفق شدم مسیری که رفته بودم برگردم و وسایلی را که جا گذاشته بودم پیدا کنم،‌ البته این کار زمان زیادی هم برد.

در آن شرایط کاملا مشخص بود که اگر وسایل پیدا نمیشد جانم در خطر بود.”

راد در جواب این سوال مجری که “چرا همانجا تمامش نکردی؟” گفت: “من شدیدا مشتاق بودم که این کار را به انتها برسونم”

 

لویز راد و هنری ورزلی در قطب جنوب

 

راد یادی از هنری ورزلی که حدود ۳ سال پیش در همین مسیر جانش را از دست داده بود کرد و گفت: “هنری یکی از دوستانم بود، من در سال ۲۰۱۱ در سفر به قطب با هنری بودم و با هم در یک چادر می‌خوابیدیم، در آن زمان من مطمئن بودم که موفق می‌شویم، من برای یک خیریه کمک جمع می‌کردم و کمک و حمایت مردمی که پشتیبان من بودند یک دلیل عالی برای ادامه‌دادن بود، نمی‌خواستم مردم را ناامید کنم”.

راد در سفرهای خود عادت جالبی دارد که در اصل درسی است که از سفر رابرت اسکات آموخته، ماجراجوی مشهور قطب که در سال ۱۹۱۲ وقتی در تلاش برای بازگشت به محل ذخیره‌ی آذوقه بود، جان باخت، راد در این باره توضیح داد:

“اسکات و تیمش اگر به آن انبار آذوقه می‌رسیدند نجات پیدا می‌کردند،‌ بعد از آن یک نفر حساب کرد که اگر تیم اسکات در هر روز فقط ۱۱ قدم بیشتر بر‌می‌داشتند احتمالا به آن محل می‌رسیدند و نجات پیدا می‌کردند، بعد از شنیدن این ماجرا من هر وقت به پایان مسیر روز می‌رسیدم، حالا حتی اگر ساعت ۸ شب باشد، ۱۱ قدم دیگر هم ادامه می‌دادم و بعد چادرم را برپا می‌کردم، این کارم درست مثل خرافات شده. من وقتی شروع می‌کنم دیگه نمی‌تونم تمومش نکنم”

 

ترجمه: مهران مرندی

منبع

 

 

دیدگاهتان را بنویسید