اپیزود ۴۵ – اشو؛ اشو (قسمت پنج از پنج)

توسط ۱۵ مهر ۱۳۹۷اپیزودها

اشو

ماجرای یکی از فرقه‌های خبرساز و جنجالی قرن بیستم

منابع :

ترجمه: هدیه کعبی – روایت: علی بندری – تدوین: امید صدیق‌فر- پوستر: مجید آب‌پرور

موزیک: Jayanthi Kumaresh

ثبت‌نام در خبرنامه‌ی پادکست‌های پیشنهادی

پادکست لوگوس:

آیتیونز l تلگرام l سایت

اسپانسرها:

سرایار

ایران کارت

مطالب مرتبط

نظرتان را بنویسید ۴۴ دیدگاه

  • Azari گفت:

    بسیار ممنون
    خسته نباشید
    واقعا چنل بی عضوی جدا ناپذیر از شبانه روز من شده
    بعضی اپیزود ها رو چند بار گوش کردم
    شب میزارم بالا سرم
    صدای علی بندری لالایی میگه می‌خوابم
    فقط ممنون و تشکر

  • امیر خان گفت:

    خیلی لذت بردم عالی بود مثل همیشه دمتون گرم تیم چنل بی خسته نباشید

  • امین کیان گفت:

    روایتی بود از حقیقت تلخ حماقت انسان ها و بی در و پیکر بودن آمریکا دهه۸۰ نسبت به هند اون موقع و اینکه سنگین ترین حکم این پرونده ۲۹ ماه حبس بود برای همچین جنایاتی.
    ممنون از تیم چنل بی

  • نسرين گفت:

    یه تشکر جانانه دارم از شما اقای بندری و تیم خوبتون. واقعا کارتون حرف نداره
    مرسی که انقد خوبین

  • الناز گفت:

    لیموزین ها چی شدن ؟ خیلی نگرانشون بودم :))))

    • ی دوست خوب گفت:

      تمام لیموزین ها و اموالی که بنیاد راجنیش بدست آورده بود توسط پلیس ضبط شد و به بدهکارانی که از وی به دلیل قرض دادن پول شکایت کرده بودن پس داده شد

  • نسیم گفت:

    خدایی این چه عکس یه واسه پوستر این اپیزود انتخاب کردین . گذاشتم تو وضعیت واتساب واسه اطلاع رسانی تا حالا میلیون تا پیام ” بی ادب” دریافت کردم 😂
    ولی واقعا خسته نباشید و همینطور با انرژی بمانید.

  • رضا گفت:

    سلام چرا تو اپلیکشن پادکست نیست؟ممنون از تیم خوبتون.

  • سحر گفت:

    صدای شیلا از جوانی تا پیری خیلی فرق کرد. در جوانی ته صداش یک عقده بود یک حالت داشتن استعداد جنایت! ولی در پیری دیگه اون حالت در صداش شنیده نمیشد

  • علی نامداری گفت:

    سرنوشت عرفانهای پوشالی و دروغین رو در تقابل با قانون و مدنیت رو چه زیبا روایت کردین…..
    جالبه که آخر ماجرای همشون هم یکی هست….. کاش همه این پادکست ها رو گوش کنن…
    تاریخ بیشتر از همه تعالیم آموزنده هست…

  • محسن جعفری گفت:

    کالیفرنیا یا کَلیفرنیا؟!
    در هیچ زبانی به تلفظ اسامی شهرهای خارجی در زبان اصلی همیشه وفادار نمی مانند. فرضا در آلمانی به شهری که ما مونیخ می گوئیم “مونشِن” می گویند. تازه “او”-ی آن به گونه ای تلفظ میشود که به سادگی برای خارجیان میسر نیست. ولی انگلیسی زبانها به آن “میونِک” می گویند. فرانسویها هم “مونیک” تلفظ می کنند. “هیچگاه” در یک گزارش آمریکائی یا انگلیسی نشنیده ام که آن را با تلفظ اصلی آلمانیش بخوانند.
    سوال اینجاست که اصولا چرا باید این کار را بکنند؟ آیا از یک انگلیسی انتظار می رود به “پاریس” با تلفظِ فرانسۀ آن “پاقی” بگوید؟ یا به جای “دِهِیگ”، “لاهه” بکار برد؟ مگر خارجیان، اصفهان و مشهد و تهران را به گونۀ ما میخوانند؟ آیا پس از “کَلیفرنیا”، “نیو اُرلین” (به جای نیواورلئان) و دَلِس به جای دالاس نوبت “لاندُن” به جای “لَندَن” هم می رسد؟!

    • لیلا گفت:

      عیب‌جویی تا چه حد واقعا!

      • محسن جعفری گفت:

        “یکی” از اشکالات ما “نیت خوانی” است. اگر پاسخی برای این انتقاد دارید عنوان کنید نه اینکه “انگ” بزنید. باور کنید در حد خودتان پاسخ دادن هر چند برایم بسیار ساده است ولی دون شان خود می دانم.

    • کیمیا گفت:

      با شما کاملا موافقم. اسم خاص می‌تونه و باید وقتی وارد زبان غریبه می‌شه کمی سازگار بشه. نمونه های دیگه‌ش تورنتو (تورانتو) سنگاپور (سینگاپور) مالزی (مالیژیا) و غیره…

    • پیمان گفت:

      نکته جالبی رو اشاره کردید که لازمه همه مون رعایت کنیم. البته شهر مورد اشاره در این اپیزود، دالاس (Dallas) در ایالت تگزاس نبوده، بلکه نام شهر اونطور که من از تماشای سریال فهمیدم Dalles در ایالت اورگون بوده. شباهت زیاد کلمات و عدم امکان رویت املاشون رو باید به حساب محدودیت ذاتی پادکست گذاشت.

  • AA گفت:

    خیلی عالی بود. جذابیت جناییش و کارهای عجیب غریب زیادی وجود نداشت ولی موضع مهمی بود! متشکرم

  • فاتمه گفت:

    عالی بود ، عالی بود ، عالی 🙂
    ممنون از شما و تیم خوبتون ، درسی بشه برامون که ناشناخته دنباله رو آدم هایی که فقط حرفای خوب میزنن نریم ، عالی بود

  • Hansa گفت:

    سلام
    تشکر از پادکست خوبه شما، آیا امکان دارد در مورد ساتیا سای بابا هم یک پادکست درست کنید؟

  • Hans گفت:

    سلام
    تشکر از پادکست خوبه شما، آیا امکان دارد در مورد ساتیا سای بابا هم یک پادکست درست کنید؟

  • آیگین گفت:

    روند طرح پوسترا خیلی خوب بود و متناسب با داستان. خیلی خوشم اومد ازش.

  • مهدی گفت:

    با سلام و تشکر از زحمات. امکانش هست یک پست در کانال تلگرامیتون بذارید که لینک یا فایل هر ۵ قسمت اوشو را با هم داشته باشه؟ می خواستم در یکی دو گروه عمومی به اشتراک بذارم جدا جدا خیلی طولانی می شه .. کلا برای پادکستهای سریالی هروقت که قسمت آخر منتشر شد یک همچین کاری کنید اشتراک گذاریش راحت تر می شه به خصوص برای گروهایی که اعضاشون خیلی مسلط به کار با گوشی و کامپیوتر نیستند…

  • منیره گفت:

    خیلی جالب بود.. شیفته طراحی پوسترش شدم.

  • آرش گفت:

    برو عمو تو می خوای اوشو رو خراب کنی . اوشو وظیفشو به نحو احسن برای جهان انجام داده . بدبخت سال ۲۰۱۸ هستش حناتون دیگه رنگی نداره

  • مونا گفت:

    زندگی در راه دروغ بی ارزش است و مردن در راه حقیقت یکی از بزرگترین برکات زندگی است.
    از دیدگاه غرب توقعی بیش از این نباید داشت.

  • Fafa گفت:

    فقط‌ میخوام بگم ممنون بابت این روایتهای جذاب. من ۳روزه که به اصرار همسرم که میدونست من خوره این پرونده هام باهاتون آشنا شدم و میتونم بگم که کل این ۳روز درگیر پادکستتون بودم. من خیلی از این پرونده هارو به شدت دنبال میکردم اما روایتهایی که شما آوردین تو پادکست بیینظیرن و من بعضیهاشو نشنیده بودم به ویژه اینکه آقای بندری واقعا بیان جذاب وگیرایی دارن.
    واقعا خسته نباشین و امیدوارم که همینطور ادامه بدین.
    فقط میخوام خواهش کنم ازتون که اگه ممکنه راجع به شوکو آساهارا و جونز سیتی هم اگه میشه یک یا چندتا اپیزود بذارین

  • سعید محسن گفت:

    باتشکر بینهایت از تیم چنل بی.
    این داستان از جذاب ترینها بود. درگیری ذهنی زیادی بدنبال داره و اکیدا توصیه میکنم حتمن فیلم وایلد وایلد کانتری رو ببینید با زیر نویس انگلیسی که موجوده. همین که روایتش با چنل بی متفاوته ذهن رو تا مدتها درگیر خودش میکنه

  • میم گفت:

    هنوز هم کسایی هستن که ازش پیروی کنن ؟؟

  • امیر گفت:

    خیلی لذت بردم واقعاً جمع کردن یک مجموعه به این صورت کار خیلی سختی هستش! خیلی به طرز فکر من نزدیک بود این قسمت، ولی با همه علاقه ای که به پادکست شما و صدای گرمتون دارم این قسمت رو با کسی به اشتراک نمیزارم، این قسمت رو برای خانم برادرم که به اشو علاقه دارن گذاشتم و ایشون نظرش به این بود که داستان جهت داره و یا با حب بغض بیان میشه، بعد از دوباره گوش دادن متوجه منظورشون شدم، برای کسی که طرفدار اشو باشه نظرات شما در زمان گفتن داستان یا جا هایی که بیان شما کنایه امیز میشه خیلی به چشم میاد تا منی که اصلا علاقه ندارم یا حتی مخالفم، البته من در صداقت شما هیچ گونه شکی ندارم، من معمولا علاقه ای به وقت گذاشتن برای نوشتن نظر ندارم ولی فکر کردم به عنوان یه دوستار پادکست شما باید این رو برای پادکست های بعدی شما بیان کنم، وقتی یه چیزی خیلی تمیز باشه ایراد های خیلی کوچیک هم به چشم میاد
    دوستدار شما امیر

  • بهزاد گفت:

    اصلا با این اپیزود نتونستم ارتباط برقرار کنم ولی برام چندتا نکته داشت.
    ولی برام جالب بود چرا خیلی به این اپیزود و نوع روایت درباره ی اشو انتقاد شده؟؟؟ من اشو نمیشناختم فقط اسمش شنیده بودم تا قبل این روایت

    • سعید گفت:

      امیر عزیز
      من هم به این فکر ها برخوردم.ولی مگه جایی چنل بی گفته روایت خودش رو داره میگه؟ مگه هر بار تاکید نمی کنه که داره داستان هایی رو به نقل از رسانه های دیگه تعریف می کنه؟ خب این روایت اینجوری بوده دیگه. راستش هر جوری فکر کردم هر روایت دیگه ای هم از هر جا گفته می شد بازم میشد همین انتقاد رو مطرح کرد.

  • Ali Eslamian گفت:

    سلام ممنون از پادکست بسیار بسیار عالی تون
    ایا شما به موردی برخوردید که در زمانی اوشو در هند و یا امریکا بوده و دوران اوج این فرقه اثری‌ از افراد ایرانی تو کومون ها وجود داشته

    • مهدی . و گفت:

      برادر مطمئن باش در هر جریان یا قصه یا ماجرای غیرنرمالی در این گیتی پهناور بالاخره ردّ پای حداقل دو سه تا از هموطنان غیورمون رو می بینیم…قول میدم بهت

  • زهرا گفت:

    سلام. من خیلی بلاگتون رو دوست دارم ولی به نظرم “اشو” میتونست خیلی بهتر از این تعریف بشه. به ویژه قسمت آخرش خیلی جالب موضوع رو جمع نکرد. من چون مستندش رو روی نت فلیکس دیدم خیلی تو ذوقم خورد وقتی قسمت آخرش رو اینجا شنیدم. موضوع فرار و برگشت اشو به هند اصلا جالب تعریف نشده.
    ممنون از تلاشتون برای اینکه این وبلاگ رو بسازید.

  • امین گفت:

    با عرض سلام وخسته نباشید . اقا من هر روز سر میزنم یک ماهی میشه خبری از داستان جدید نیست خدایی نکرده تعطیل که نکردید ؟

  • مهدی . و گفت:

    سلام
    آقا خوبببین؟
    چرا خبری نیست ازتون؟
    همه اتون سرحالید؟
    نگران شدیم

  • علی گفت:

    آقا این چه وضعیه کف کردیم دوستان.یه خبری چیزی

  • آتنا گفت:

    بسیار عالی… لطفا پایدار و موفق باشید…

  • بندری رقاص گفت:

    علی بندری تو یک احمق و یک دلقک بی شعور هستی. نه اوشو رو می شناسی نه حتی خودت رو. کاش به جای اینهمه زرت و پرت به حرف حق گوش میدادی . خاک بر سرت

  • نونو گفت:

    پس چرا نیستین؟! ❤️❤️

  • پیمان گفت:

    ممنون علی جان بابت محتواهای ارزشمندی که تولید میکنی. واقعا حرکت بزرگی رو شروع کردی و محصول فرهنگی با کیفیتی رو ارائه میدی. اپیزودها هر کدومشون عالی هستن، یکی از یکی بهتر. انتخاب موضوع، عالی. نحوه بیان و روایت داستان، بینظیر. صدا و موسیقی، حرفه ای… خلاصه دست مریزاد. در مورد اپیزود اشو فقط چند نکته رو خواستم بگم. ۱-به نظرم ترکیب بندی روایت خیلی همگن نبود به این معنی که تمرکز در سه قسمت اول داستان به روی حواشی زندگی و جنبش اوشو بود و جزئیات زیاد و بعضا غیر ضروری از اتفاقات رو به مخاطب میداد (به جای اون شاید بهتر بود راجع به اصول فکری اوشو حرف زده میشد) در عوض در تنها دو قسمت باقیمانده کلی پیشامد بزرگ وجود داشت که اتفاقا موضوع و تمرکز اصلی اپیزود بود. ضمنا اگر قهرمان داستان اونطور که اشاره کردی شیلاست، نقش شیلا تنها در دو قسمت آخر (هضور در امریکا) خیلی بولد و ویژه بود در حالیکه مخاطب احساس میکنه در سه قسمت اول قهرمان داستان خود اوشوست. بخاطر همگن نبودن جزئیات اپیزودها، وقت زیادی برای پایان بندی داستان نمونده بود و به نظرم کمی با عجله تموم شد. ۲- گرچه در خلال روایت داستان تاکید داشتی که ما قضاوت نمیکنیم و تنها روایت رو بیان میکنیم اما روایتت از این داستان ( شبیه داستان ناپلئون هیل) کمی جانبدارانه بود و فهمیدن اینکه خودت راجع به این آدمها چی فکر میکنی اصلا سخت نبود . مثلا وقتی به شوخی میگی “بزرگوار” اینطور گفتن، برای مخاطب معلومه که نظر خودت چیه. البته که این پادکست خودته و حقته که نظرت رو بگی اما این در تعارض با گفتن اینه که ما قضاوت نمیکنیم. ۳- در کل تاکید بیشتر داستان روی فکتها علیه جریان راجنیشیها بود. مثلا قضیه جریان بمبگذاری هتل راجنیشیها (احتمالا توسط محلیها)که دلیل اصلی مسلح شدن راجنیشیها شد خیلی بهش تاکید نشد. یا مثلا برنامه گردهمایی سالانه ای که سانیاسینهای جهان در راجنیش پرام داشتن و به هر حال چند هزار توریست عمدتا پولدار رو به اون ایالت و شهر میکشوندن اشاره نشدو تنها به پیامدهای و تهارضهای فرهنگی که با مردم بومی پیش اومد اشاره شد. تا پیش از دیدن سریال wild wild country (واقعا ممنون بابت معرفی کردنش) تصورم این بود که راجنیشیها تنها خونه میساختن اما اونجا متوجه شدم که راجنیش پرام حتی فرودگاه و هواپیما هم داشته.
    اینها اصلا به معنی نادیده گرفتن تمام خوبیهای روایتت نیست و باید بگم که چند بار اپیزودها رو گوش کردم و لذت بردم و همین لذت و اطلاعاتی که در اپیزودها دادی باعث شد که سریال رو در نتفلیکس هم ببینم و کلی دعات کنم که ما رو اصلا به همچین پدیده ای آشنا کردی 🙂 دمت گرم، منتظر اپیزودهای جدیدت هستیم.

  • مهدی گفت:

    عرض سلام و خسته نباشید . چرا پیام من رو نذاشتین اینجا 😢😢

دیدگاهتان را بنویسید