Skip to main content

در اپیزود ۶۸ چنل‌بی، جیمز لسدون، نویسنده انگلیسی، از دندانپزشک خانوادگی‌شون تعریف می‌کنه. از اینکه به قتل و دو مورد جعل متهم شده‌بود. دکتر گیلبرتو نوئنز، مهاجر و دندانپزشک نیکوکار اهل جمهوری دومنیکن، اکتبر ۲۰۱۵ برای قتل بهترین دوستش توماس کلمن در نوامبر ۲۰۱۱ به دادگاه احضار میشه.

۲۹ نوامبر ۲۰۱۱، لیندا همسر توماس از پارکینگ یک باشگاه ورزش با ۹۱۱ تماس می‌گیره و اطلاع می‌ده که شوهرش رو داخل ماشین پیدا کرده.

Lasdun دندانپزشک , Gilberto Nunez

جیمز لسدون، نویسنده که چند هفته پیش از دادگاه در آوریل ۲۰۱۶ با دکتر نوئنز در مطبش ملاقات می‌کنه و ماجرا رو از زبان خودش می‌شنوه.

 

Nunez 700x467

ورود دکتر نوئنز به دادگاه در سال ۲۰۱۶

 

گیلبرتو نوئنز , دندانپزشک , Gilberto Nunez

دکتر نوئنز در جلسه محاکمه خود برای قتل بهترین دوستش، توماس کلمن.

 

Kolman Tom Linda دندانپزشک , Gilberto Nunez

توماس کلمن و همسرش لیندا که گفته می‌شد انگیزه قتل رابطه گیلبرتو با لیندا بوده است.

 

Kolman Family دندانپزشک , Gilberto Nunez

گیلبرتو سال ۲۰۱۰ گیلبرتو نوئنز با خانواده کلمن آشنا شد.

 

گیلبرتو نوئنز , دندانپزشک , Gilberto Nunez

عکسی از گیلبرتو و لیندا

 

گیلبرتو نوئنز , دندانپزشک , Gilberto Nunez

حضور لیندا در دادگاه به عنوان شاکی پرونده قتل

 

گیلبرتو نوئنز , دندانپزشک , Gilberto Nunez

دادستان پرونده قتل کلمن که شواهد به دست آمده از تحقیقات طی چهار سال اخیر رو در دادگاه ارائه کرد.

Kolman Investigators دندانپزشک , Gilberto Nunez

محققان پرونده توماس کلمن

 

Kolman Database دندانپزشک , Gilberto Nunez

بررسی الگوی نور چراغ ماشین لوئنز و ماشین که دوربین‌های پارکینگ باشگاه و خیابان اصلی ثبت کرده بودند به عنوان یکی از شواهد محکم برای اتهام قتل.

گیلبرتو نوئنز , دندانپزشک , Gilberto Nunez

نیسان سفید و مشابه ماشین گیلبرتو در خیابان‌های منتهی به پارکینگ باشگاه.

 

گیلبرتو نوئنز , دندانپزشک , Gilberto Nunez

گیلبرتو نوئنز سال ۲۰۱۴ با خانومی به نام یامیل ازدواج و همه مراحل دادگاه رو با حمایت و همراهی او سپری می‌کنه.

گیلبرتو نوئنز , دندانپزشک , Gilberto Nunez

گیلبرتو نوئنز به همراه وکلایش پس اعلام رای هیئت منصفه در مورز اتهامات قتل و جعل در سال ۲۰۱۶.

 

گیلبرتو نوئنز , دندانپزشک , Gilberto Nunez

گیلبرتو نوئنز چند ماه بعد و در همان سال برای اتهامات دیگری در دادگاه حاضر و محکومیت او منجر شد.

منابع: cbsnews, recordonline, wtvr

۴۷ دیدگاه

  • سمانه گفت:

    با خودم می گم گیلبرتو باید تبرئه می شد ولی همون لحظه فیلم نیسان سفید توی خیابون به ذهنم می یاد و می بینم این یکی مدرک رو هیچ جوره نمی تونم توجیه کنم حقیقیتش

  • Pegah گفت:

    چرا من همش فکر میکردم آخرش معلوم میشه کار لیندا بوده ؟????????????

  • مریم گفت:

    چرا این اپیزود این طوری بود؟

    • Azita گفت:

      انتخاب داستان رو دوست نداشتم گرچه گرمی صدای آقای بندری همیشه دلنشین هست.
      زندگی افراد معروف چه کلاهبردار مثل اشو و یا موفق مثل هرکل خیلی جالب تر هست.

  • آتنا گفت:

    اتفاقا منم همش منتظر بودم یا کار لیندا باشه یا اون خانم وکیله :/

    • Muhammad گفت:

      خسته نباشید به تیم قوی چنل بی
      یه نقد کوتاه :
      چرا وقتی عاقبت قضیه مشخص نیست راجع بهش پادکست میسازین ؟ قبول دارم داستان روان و جذابی داشت و خود من ۱ ساعت همراهتون بودم اما وقتی فکت قضیه هنوز روشن نشده یه احساس خلا بوجود میاد
      دائما منتظر این بودم که یه فکت ریز بیاد و همه چیز رو روشن میکنه و سر و ته داستان هم میاد
      اما الان معلوم نیست که واقعا کی مقصر بوده و توی اون ۲۸ دقیقه دقیقا چه اتفاقی افتاده
      خیلی ممنون از کاراتون ، من واقعا fan تونم 🙂

    • امین گفت:

      علی جان سلام
      آقا من متفاوت ترین تجربه رو از گوش دادن به این پادکست کسب کردم.
      امروز وقت ترمیم دندون داشتم. اتفاقی میخواستم ی پادکست انتخاب کنم که وقتی دکتر روی دندونم کار می‌کنه منم هندزفری بزارم و گوش کنم. بنده رفتم و همین شد . دکتر ازم خواست اگه ممکنه هندزفری رو در بیارم که سیمش مانع کار کردنشون نشه و بتونن راحت تر کار کنن . ازشون درخواست کردم که اگه ممکنه اجازه بدن بدون هندزفری و بلند این پادکست رو گوش کنم . پادکست بصورت بلند تو کل مطلب پخش شد و تجربه ی عجیبی رو برای منو دکتر به جا گذاشت.
      واقعا عجیب و لذت بخش بود. دم شما گرم

  • AVA گفت:

    بنظر من اگه خوب فکر کنیم مقصر اصلی لیندا بوده،زن خودخواهی که دنبال برآورده کردن نیازهای جنسی و روانیش بوده،و مردهای ضعیف نفسی که برده لیندا خودخواه بودن. و در واقع جفتشون بهش سرویس میدادن. تام مادر بچه هایش بوده و می‌خواسته خانواده اش ازهم نداشته و سرپوش روی هوس بازی های زنش میزاشته و گیلبرتو بقول آقای بندری عزیز یه آدم چلمن و خودم اضافه میکنم اسکل???? بوده .آخه کدوم احمقی میاد عاشق یه زن با چهارتا بچه بشه،بجز یه آدم loader

    • Azita گفت:

      انتخاب داستان رو دوست نداشتم گرچه گرمی صدای آقای بندری همیشه دلنشین هست.
      زندگی افراد معروف چه کلاهبردار مثل اشو و یا موفق مثل هرکل خیلی جالب تر هست.

    • فرنوش گفت:

      یعنی واقعا کسی فکر میکنه که توماس داشته بخاطر اینکه زندگیش از هم نپاشه سرپوش میذاشته رو قضیه؟؟؟ گفتند که رابطه ی دوستیشون صمیمی تر شده و روزی ده بار به هم پیام میدادن!‌توماس میومونده خونه بچه ها رو نگه داره که اونا با هم شام برن بیرون! میخواستن شریک کاری بشن! به نظر من که کاملا واضح بوده که اینا یه رابطه ی سه نفره داشتن و قطعا و قطعا توماس خودش از این وضعیت راضی بوده! من که اصلا حدسم اینه که توماس احتمالا بایوسکشوال بوده و تمایلات همجنسگرایی داشته و به همین خاطر اجازه داده یه مرد وارد زندگیشون بشه و اصلا احتمالا چون گیلبرتو از این شرایط راضی نبوده تصمیم گرفته بکشتش و تا اون زمان هم بخاطر اینکه با لیندا باشه خودشو راضب نشون داده. واقعا باید اون سایت رو بررسی میکردند و میدیدند توماس چطور آدمی بوده.
      در آخر هم من ربط بین عاشق یک کسی شدن و تعداد بچه های طرف رو نمیفهمم و فقط برام جالبه که این بچه ها هم میدونستند مادرشون همزمان که با پدرشونه یه دوست پسر هم داره یا نه! یاد فیلم گلومی ساندی افتادم!

      • حامد محمدی گفت:

        عجب چیزی نوشتی، از خود داستان جذاب تر بود

      • فرهام گفت:

        Gloomy Sunday یکی از موردعلاقه ترین فیلم هایی هست که دیدم و فکر میکنم تا زمانی که درک عمیقی از روابط انسانی نداشته باشیم و عینک قضاوت کورکورانه خودمون رو برنداریم نمیتونیم از دیدن این فیلم بهره ببریم.

  • حمید گفت:

    من هم همین فکر رو میکنم
    لیندا بسیار شک برانگیزِ

    • رضا گفت:

      بسیاری از سایتهای مربوط به سکس توسط CIA مدیریت میشه و اتفاقات غریبی برای اشخاص میافته که بدلیل آبرو خودشون پیگیر نمیشن.. شخصیتی رو که توماس از خودش تو سایت ارائه داده و اشخاصیکه دیده باید بررسی میشدند که عجیبه نشدند ..
      ضمنا” اینکه گیلبرتو میگه ردیاب تو دندون کار میگذاشته و اونچیزها هم که دیگه محرز شده اینکارها هست .. و میبایست عمیقتر کنکاش میشد ..
      این داستان – مثل اکثر داستانهای این پادکست – بوی CIA میده – بد جور..

  • Pa گفت:

    چرا این اپیزود انقدر بی سر و ته و درهم و برهم بود!؟از چنل بی خیلی بعید بود همچین چیزی،داستان سرایی جالبی نداشت و اصن خود داستان هم جالب نبود،هیچ نکته جالبی نداشت! خط داستانی هم خیلی درهم و برهم بود

  • man گفت:

    منظور از بیان داستان ، عبرتی هست که از ان گرفته میشود.وقتی که حقیقت یک داستان واقعی برملا نشده ، چه عبرتی هم میتونه داشته باشه؟
    اگر گیلبرتو متهم میشد ، میگفتیم بفرما این هم عاقبت بی اخلاقی و یا پرده دری و یا هزار چیز دیگه.
    ولی الان بگیم این داستان چه چیزی رو میرسونه.
    البته لیندا و گیلبرتو بی اخلاقی کردند ولی هیچکدام به کارمای خودشون نرسیدند.
    از طرفی با توجه به عدم حساسیت شوهر لیندا به خیانت زنش ، احتمال تمایلات همجنس گرایانه شوهر لیندا میرود.

  • پائولرود گفت:

    سلام خسته نباشید
    پادکستتون همه رو یه جوریکارشناس جنایی کرده
    یه سوال فنی چرا این پرونده اینقد جای مبهم داشت؟چرا یهو قاضی دادگاه دوم قاطی میکنه؟به نظرم نسبت به اپیزودای دیگتون یکم سطح پایین بود
    البته توصیف علی بندری عالیه شاید توقع من ازش بیشتره
    در هر صورت خسته نباشید

  • علیرضا گفت:

    با سلام،این اپیزود به نظرم خیلی یکم شلخته و درهم بود.به نظرم وق

  • علی گفت:

    اول بگم دمت گرم بخاطر پاد کست باحالی که داری دوم اینکه این اپیزود جز خوبا نبود

  • دنیا گفت:

    سلام … خسته نباشید برای لحن خوب و ترجمه و بیان خوب اما داستان اصلا ارزش یک ساعت وقتی که گذاشتم رو نداشت متاسفانه! بر خلاف خیلی از اپیزودهای دیگه تون… باورم نشد که تموم شده… داستان کاملا باز موند و خیلی عجیب بود بعد از دو سه ماه انتظار این اپیزود

  • فیروزه گفت:

    سلام و خسته نباشید به جناب بندری و تیم چنل بی
    واقعا پادکست هایی که می سازید عالی هستن من خیلی زیاد اهل پادکست گوش دادن هستم و واقعا به جرات میگم چقدر پادکست های تیم شما با تمام پادکست هایی که تا الان گوش دادم متفاوت.
    اما پادکست دندانپزشک با اختلاف بسیار زیادی نسبت به بقیه پادکست ها ضعیف بود.
    مطمئنن هماهنگ کردن تمام این زوایایی که شما انجام می دید در این شرایط خاص برای ساخت یک پادکست سخت هست .
    امیدوارم موفق و شاد باشید

  • مصطفی گفت:

    از گروه خوب چنل بی ، انتخاب این داستان آبکی و بی سر و ته بعید بود .

  • امین گفت:

    این داستان واقعا پایان نداشت و بیش از حد ناشناخته و پر ابهام بود!
    *توجه:خطر اسپویل*
    به نظر من اون قسمت که آقای بندری میگه:((اینا یه سناریو چیده بودن و بهش ایمان داشتن و برای همین به محیط اطراف خودشون و شواهد توجه نمیکردن)) کاملا درسته و باعث شد خیلی از شواهد فراموش بشه و مورد پیگیری قرار نگیره.
    دو طرف قضیه در دادگاه مدارک درست و حسابی نداشتن و آخرش نتونستن یک سناریو منطقی و درست ارائه بدن. مدارک هم عجیب بود مثلا اون ماشین توی دوربین های مسیر باشگاه که کاملا شبیه ماشین گیلبرتو هست خیلی سوال برانگیزه و با توجه به کار های مسخره و غیر حرفه ای که گیلبرتو انجام داده بود این مسئله بعید نبود که گیلبرتو با ماشین خودش از وسط خیابونی که پر از دوربینه رد بشه و قتل کار خودش بوده باشه. از طرفی کار پلیس خیلی عجیب بود که اون لباس زیر رو از آزمایشگاه پس گرفت و یا پیگیر نشد که توماس تو اون سایت زوج یابی با کی در ارتباط بوده.
    به هر حال من برای خودم یه سری حالت های مختلف رو تعریف کردم:
    ۱-قتل کار گیلبرتو بوده.
    ۲-قتل کار لیندا بوده.
    ۳-قتل کار گیلبرتو و لیندا بوده.(هر دو توافق کرده بودن که کلک توماس رو بکنن)
    ۴-قاتل ناشناخته هست و خیلی اتفاقی ماشینی شبیه به ماشین گیلبرتو داره!(ممکنه علت قتل مسائل مالی یا شخصی بوده باشه)
    ۵-گیلبرتو واقعا مامور سیا بوده و بخاطر مسائل درون سازمانی میخواستن از شرش خلاص بشن!(این سناریو مسئله ماشین مشابه، بی توجهی پلیس، اخلاق عجیب دادستان و اون داستان های مضخرف گیلبرتو رو توضیح میده)
    ۶-توماس خدابیامرز تو ماشین به همراه یک خانوم یا آقا در حال انجام کارهای خاکبرسری بوده که با توجه به سن و بیماریش، زیاد بهش فشار میاد و فوت میکنه (چون کارشناس گفت دارو ممکنه هر زمانی به بدن مقتول وارد شده باشه پس می تونیم تصور کنیم که علت مرگ چیز دیگه ای بوده) و احتمالا اونی که باهاش بوده از ترس فرار میکنه 🙂
    و در آخر، امیدوارم در آینده شواهد و مدارک جدیدی در دادگاه مطرح و خبرساز بشه تا این داستان پایان خودشو پیدا کنه.
    از همین الان منتظر پادکست بعدی هستم. ممنون از تیم خوب چنل بی.

  • فرهاد گفت:

    با تشکر و احترام فراوان.
    این قسمت فرق داشت و من زیاد ارتباط برقرار نکردم.

  • کاوه جمال الدین گفت:

    علی بندری عزیز،جوری کار میکنی که حس میکنم داری به من شنونده احترام میزاری.
    عالی هستی
    من بسیار سخت پسندم در صدا
    ولی صدات دیازپامِ عزیز پادکست دوستان

  • جلال رمضانی گفت:

    به نظر من بعد از اپیزود فوق العاده سریالی لوسی و پخش این داستان که خیلی سطح پایین بود دور از انتظار بود و تقریبا برخلاف اکثر اپیزود چنل بی، چیزی به دانش من اضافه نکرد.

  • مهدی گفت:

    جالب بود. قرار بود یک ماجرای واقعی و طبعا جالب رو بشنویم که شنیدیم. نتیجه ماجرا مشخص نشد، یعنی معلوم نشد کی قاتل بوده. خوب، خیلی دیگه از ماجراهای دنیای واقعی همین وضعیت رو دارند و در نهایت مبهم می مانند. هر کسی با توجه به دریافتی که از اتفاقات این ماجرا داره، می تونه قضاوت کنه که گیلبرتو قاتل بود یا شخص دیگری و یا حتی اصلا قتلی در کار نبوده و توماس فقط در اثر سکته مرده.
    اما به نظرم دو نکته مهم در این ماجرا بود، یک اینکه اعضای هیأت منصفه وقتی به شواهد قطعی و غیرقابل شبهه نرسید، سرنوشت یک انسان رو به حدسیات خودشون مرتبط نکردند. دو هم اینکه، پلیس و دادستان دنبال کشف ماجرا نبودند، بلکه در پی حل پرونده در اختیارشون بودند، با دیدن عکس ها فکر میکنم شاید مساله نژادی هم در این رویکرد آنها نقض داشته.

  • مجتبی گفت:

    واقعا که داستان فوق العاده ضعیفی بود از چنل بی توقع نداشتم چنین انتخابی رو
    ی پادکست درمورد چرنوبیل یا فوکوشیما بسازید.

  • فرشاد گفت:

    من یه فرضیه دارم واسه اونم اینکه شاید گیلبرتو یه زن برده برای کلمن و وقتی داشته تو ماشین کارشونو میکردن حالش بد میشه و سکته میکنه و گیلبرتو هم از ترس اینکه متهم بشه سریع کاسه کوزه رو جمع میکنه و میرن و از طرفی رقیب عشقیش مرده بوده خیالش راحت میشه و کمکی نمیکنه برای زنده موندنش

  • نازنین گفت:

    توماس خیلی بی غیرت بود. وقتی فهمید زنش بهش خیانت کرده نباید انقد راحت میبخشیدش. من فکر میکنم خود لیندا شوهر بی غیرتشو کشت که به هوس بازیاش ادامه بده

  • مریم گفت:

    وقتی هندزفری رو میزارم گوشم و با صدای علی بندری پیاده روی میکنم .میتونم تا آخر دنیا پیاده برم. از آشوب این دنیا کنده میشم پرت میشم تو قصه ها و کتابا

  • نسیم گفت:

    پیام ها رو که می خونم احساس می کنم بعضی از دوستان بیشتر دنبال فیلم های اکشن هستن تا پادکست!
    من هیچ اعتراضی به داستان انتخاب شده ندارم چون فکر می کنم از اونجایی که روحیات ادمها پیچیده است این داستان ها باعث میشه ادم عمیق تر به روابط بقیه (نه تنها تو کشور خودش بلکه کشورهای دیگه) و مشکلاتشون پی ببره. به نظر من شخصیت دکتر، توماس و لیندا و احساساتشون و مثلث عشقیشون قابل تامله.

  • behrad گفت:

    انتخاب این مقاله با توجه به نویسنده و بک گراند نوشتاریش، انتخاب هوشمندانه و سنت شکنانه ای بود برای ما که عادت کردیم به پایانهای روشن و سرراست…
    فاکدآپ این ساسنت شدیم رفیق،، دمت گرم

    ضمنا گویا تیم وکلای داداش دندونپزشکمون جدیدا از طرف ی کمیته حقیقت یاب غیر دولتی و با اعلام وکالت از گیلبرتو شارژ شدن برای اقامه دعوی و اعاده حیثیت علیه لیندا

  • امیر گفت:

    They will try to say I was having a gay affair with him,” Nunez predicted. “But we have a different explanation. You will see.”

    نبود این بخش در داستان فارسی باعث سردرگمی خواننده ها شده!

  • نگين گفت:

    خیلى مسخره بود این قسمت واقعا اخرشم که هیچى به هیچى تازه اگه معلوم هم مى شد کى توماس رو کشته بازم خیلى داستان معمولى و حوصله سر برى بود????????????????

  • محسن مهری گفت:

    درود. در اینکه اقای بندری دوست داشتنیه شکی نیست. اما به هر حال انتقاد دارم ازش. (درسته که هیچ چشم داشت مادی ای نداره اقای بندی اما ..)

    من سریال game of thrones رو که نگاه میکردم. هفت فصل از یک جنگ بزرگ خبر میدادند. توی سه یا چهار قسمت اون جنگ بزرگ رو جمع کردند و تموم شد رفت .

    توی تمام سریال های ایرانی هم این موج رو میبینم که داستان توی داستان باز میکنند کش میدند داستان رو هی…. تا یهویی توی سه چهار قسمت کل سریال رو جمع میکنند طوری که به ادم بر میخوره میگه من این همه وقت گذاشتم روی این سریال چقده سریع جمعش کردند انگار نه انگار که مغز من احساس من فکر من یک مدتی درگیر این داستان بود.

    بعضی از پادکست های چنل بی هم اصلا انتخابشون همینجوریه .میرن مبحثی رو انتخاب میکنن که بحث بر انگیز باشه و فکر ادم رو درگیر کنه .اما هیچ نکته مثبت یا اصلا نکته خاصی توی داستانش وجود نداره .مثل این داستان

  • Maahi گفت:

    چند روز عجیب ذهنم درگیر این اپیزود شده

  • Sare گفت:

    ماجرا برای من خیلی جالب بود برعکس خیلی ها که میگن جالب نبود … اتفاقا ذهن ادم رو به چالش میکشید این داستان و همین جذابش میکنه …
    برای من رفتار عادی و حمایت همسر گیلبرتو و بی تفاوتی توماس جالب بود و‌ این سناریو به ذهنم رسید که
    ۱) توماس خونسرد مونده تا پشت پرده با زنان دیگر رابطه داشته باشه و اینطوری از لیندا انتقام روحی روانی بگیره
    ۲) دچار انحراف جنسی بوده و از کل این قضیه براش بد هم نشده یه جورایی حمایت هم کرده !
    ولی چیزی که مشخصه پلیس و دادستان به شدت افکار نژادپرستی داشتند طوری که حاضر نشدند لباس توماس رو ازمایش‌‌کنند فکر کنم چه ازمایش لباس چه ازمایش بدن توماس اگر انجام میشد سرنخ های جدیدی از وجود DNA به دست میامد که کار رو بسیار اسان تر میکرد
    و این داستان یه جورایی منو یاد فیلم خشم و هیاهو انداخت ممکنه اقای دکتر و لیندا هم دست شده باشند ولی لیندا در دادگاه برای تبرئه خودش و خلاص شدن از شر دکتر زده زیر همه چی‌ و کارو به شکایت بازی کشونده به امید ابد گرفتن اقای دکتر …

  • زهرا گفت:

    هر چی بیشتر گوش میدم بیشتر متوجه میشم که همچنان داستان لوسی از همه‌ی پادکستها بهتره

  • احسان گفت:

    داستان خوبی بود و پادکست خوب تری….

    اول اینکه، چرا همیشه دنبال یک سر و ته مشخص باید بود آخه؟؟؟؟

    دوم اینکه، ارایه این داستان‌های نیمه تمام، خیلی هم خوبه؛ چون میشه چند وقت دیگه که ابعاد جدیدی از ماجرا مشخص شد، دوباره بری سمتش و هم یه خاطره بازی‌ای بکنی و هم ببینی چقدر تونستی درست حدس بزنی موضوع ماجرا رو و احتمالا پی ببریم به اینکه چقدر قضاوت کردن سخته ….

    سوما، آقای بندری دمتون گرررررررررم‌ و اینکه درست کردن پادکست با موضوع جاری و نیمه تمام، به نظر من، بازم حکایت از هوش شما داره، نه خسته برادر.

  • فرهام گفت:

    سلام
    من سال ۱۴۰۱ شروع به گوش کردن پادکست چنل بی کردم و از اولین اپیزود به ترتیب همه رو گوش کردم و واقعن از تیم چنل بی ممنونم که انقدر عالی و حرفه ای برای مخاطبشون وقت میذارن و کار میکنند.
    در مورد این اپیزود تمام کامنت ها رو خوندم. درسته که بعد از سریال لوسی سطح توقعات به مراتب بالاتر رفته ولی برای من به شخصه جنس متفاوت این اپیزود خیلی جذاب بود.
    سالهاست مثلث عشقی برای زندگی من به موضوع خیلی مهمی تبدیل شده و هر اطلاعاتی در این مورد(فیلم؛کتاب؛داستان؛پادکست؛مقاله و…) برای من مورد توجه خاص هست.
    ممنونم.

  • امیرحسین گفت:

    بچه فیلم یا سریالی درمورد این داستان ساخته نشده؟آخه انگار قبلا ی فیلمی راجع به این پرونده دیدم اما حالا بادم نیست.میشه کسی راهنمایی کنه؟

دیدگاهتان را بنویسید