skip to Main Content
عکس‌های مربوط به اپیزود ۵۰؛ آموکزمان تقریبی مطالعه: ۱ دقیقه

عکس‌های مربوط به اپیزود ۵۰؛ آموکزمان تقریبی مطالعه: ۱ دقیقه

تصاویری از کریستین بالا، شخصیت اصلی ماجرای آموک، قربانی‌اش، دادگاهش و زندانش.

 

 

 

 

 

 

پاسپورت کریستین بالا

 

داریوش ینیشفسکی، مدیر شرکت تبلیغاتی و قربانی بالا

 

 

کریستین بالا در دادگاه

 

مادر داریوش، اورشولا در دادگاه، با عکسی از پسر مقتولش در دست

 

طرح روی جلد رمان آموک، نوشته‌ی کریستین بالا

 

 

 

کریستین بالا در زندان

کریستین در زندان مدیتیشن می‌کند، باور دارد که آزادی در درون خود اوست
بالا در زندان ماکت فانوس دریایی و آسیاب بادی می‌سازد
محوطه‌ی زندان شماره ۱ وروتسواف لهستان
کریستین بالا در حال کمک به سازندگان فیلمی بر اساس زندگی‌اش

 

 

منبع۱

منبع۲

منبع۳

منبع۴

منبع۵

 

36 نظر
  1. واقعا شخصیت عجیبی داره این ادم….اقای بندری از شما بابت کانالتون و روایت بینطیرتون بسیار ممنونم.من و همسرم خیلی از پادکستهارو شنیدیم تا حالا و ممنونیم ازتون.از تیم شما هم تشکر میکنم مخصوصا ترجمه های خوب خانم هدیه کعبی.بیصبرانه منتظر پادکست های جدید شما هستیم

    1. علی بندری عزیز اگه بگم هر اپیزود بالای بیست بار گوش دادم حقیقت گفتم .
      من باید توپ های ماه اوت یا اسلحه میکروب فولاد یا صلحی که همه صلح هارو از بین بردن بزارم تا خوابم ببره .
      تو خیلی عالی هستی تیم ورکتون عالیه
      ممنون از کار درجه یکتون.

  2. بعد مدتها دوباره برگشتم به چنل بی و دوباره گفتم چطور تونستم این همه دور بمونم آموک پیچیده و جذاب بود مخصوصا به چالش کشیده شدن فلسفه عالی بود ممنونم علی بندی و تمام دوستان همراه دمتان گرم ??

    1. شما نیگاش نکن فانوس دریاییو ندیدی تعریفی ازش نداری اومدی داری راجع به اون عکس تار حرف میزنی
      آقای بندری این همه زحمت میکشه یکم داستاناش آموزنده باشه بعد باز یکی اینجوری بیماریشو نشون میده نیگاش نکن عزیزم

  3. سلام
    خیلی ممنون و خسته نباشید
    من خیلی وقت نیست که با دنیای پادکستا اشنا شدم چند تا چیز خوب بهم داده اول اینکه همزمان با کارم گوش میدم و اینجوری تایم کسل کاری برام لذت بخش میشه.ادم باورش نمیشه پشت هر ادم معمولی یا خیلی خاص مشهور چه داستانای عجیبی قرار داره .و باعث میشه هم یادبگیرم و هم اینکه راحت قضاوت نکنم.
    عکس ها خیلی خوبند من خیلی لذت می برم تطبیق مطالبی که شندییم و چهره ها و مکان ها برام خیلی جالبه .
    و اخر اینکه کاش یه چیزی باشه مثه لایک کردن یا اینکه به نظر شنوده ها کدوم قسمت ها جذاب تره که خب یه موقع که ادم فرصت نداره منتخب هارو گوش بده .
    بازم ممنون منم نوع بیانتون رو می پسندم

  4. داستان جالبی بود
    مخصوصا شخصیت بالا در داستان اصلا به قیافه واقعه ای این ادم شبیه نبوده.
    همچین شخصیت متشخصی چطور میتونست قاتل وحشتناکی بوده باشه.
    هنوز منتظر کتاب جدید اون هستم که گفته بود از این کتاب فعلی هم وحشتناکتره

  5. فوق العاده بود این پادکست!ماشالله قاتل و مقتول هر دو جذاب و خوشگل بودن?.انقدر خوب چهره ی کریس توصیف شده بود من دقیقا همین چهره رو تو ذهنم تصور کردم و وقتی عکسشو دیدم واقعاااا جا خوردم!پادکستهاتون همیشه خوب بودن و هر روز جذابتر میشن.پادکستهای جنایی و سیاسیتون رو خیلی دوست دارم.کاش هر دو هفته یکبار منتشر میشدن.دست گل همتون درد نکنه❤?

    1. من هم با شما مموافق هستم.
      البته ما اونجا نبودیم و مدارک پولیس رو ندیدم اما بنظر من این فرد (باتوجه به این رفتاری که در زندان داره)واقعا قتل رو انجام نداده
      البته یچیزیش هستا ولی این رقتاری که تو زندان داره با فرد گناهکار نمیخونه

  6. با عرض سلام و خسته نباشید
    این قسمت عالی بود همه چیش درست بود
    هم شخصیت های داستان ،هم روایت و هم صحنه سازی ها و شخصیت سازی هایی که توسط جناب بندری بیان شد
    ممنون از channel B

  7. لطفا عکس ها رو به دو دسته تقسیم کنید یک سری اونایی که قبل از گوش دادن ببینیم و داستان اسپویل نمیشه و یک دسته برای اخرش ، این طوری که الان هست فقط باید اخرش نگاه کرد عکسارو
    تشکر

  8. سلام
    از این بگذریم که ارسال انرژی توسط کامنت ها برای تیم چنل بی کار خوبی هست، در میان کامنت ها، به موردی که کمی از شخصیت یا داستان حرفی زده باشه یا نظر شخصی خودش رو گفته باشه ندیدم.
    در اصل من با این شواهد و تفکراتی که در سرم شکل گرفته نه می تونم بگم مجرم هست و یا خیر،البته در اصل کم اهمیت ترین قسمت موضوع برای من همین قسمت این پادکست هست.
    نکاتی که برای من خیلی عمیق و جالب بودن این ها بودند:
    ۱.این ایده و تئوری که آقای بالا بخواد از این روش پیروی بکنه که اثرش رو جاودانه بکنه و در پی کمی فعالیت ها و اتفاقات این شهرت و چیره دستی رو برای خودش بخره می تونم با عنوان نوعی تقلب قبول کنم، همانطور که ون گوگ تا زمان حیات خودش زندگی جالبی نداشت و به هیچ عنوان ارزش کارهاش مشخص نشد.شاید آقای بالا این شیوه رو کپی برداری و به صورت برنامه ریزی شده پیاده سازی کرده باشه.
    ۲.چیزی که برای من در بعضی قسمت ها خیلی زیبا بود، تصورات و باورهایی بود که پشت فلسفه های آقای بالا چه در داستان کتاب آموک و چه در واقعیت خودش وجود داشت.در بعضی موارد من همچنین آقای بالا بر فلسفه اش غبطه خوردم و در قسمت های مخالفتی درونی حس کردم.در ادامه همین نکته اینکه آقای بالا قسمتی از فلسفه هایی که بهشون باور داشته یا خودش ایجادشون کرده رو شروع به اجرا کرده و این باور واقعی و راسخ رو به ما نشون میده که از دید تعهد و باور و حرکت به سوی باورها شایسته تقدیر و حتما تحقیق و تحصیل هست.
    ۳.نکته خیلی قابل توجه که در پادکست خیلی دنبالش کردم و پیداش نکردم این بود که من انگیزه ای برای آقای بالا(نه انگیزه قتل و نه انگیزه شهرت و چیره دستی پس از خلق تاریخ به دست خودش) پیدا نکردم.یعنی این پرسش برای من ایجاد شد که آقای بالا برای فقط انگیزه ثبت و خلق تاریخ به دست خودش و هنر و ادبیات و چیره دستی اش در تاریخ این کار رو کرده؟

    و در انتها بگم شخصیت آقای بالا در من انگیزه کندوکاو در شخصیتش و نوع رفتارها و زندگی اش رو ایجاد کرد(تایید یا رد بر هیچ شخصیت و خصلتی از این شخص رو ندارم) و به شخصه اگر شرایط فراهم بود به زندان ایشون سر می زدم و مطالب خیلی زیادی رو از آقای بالا یاد میگرفتم.
    امیدوارم شخصی باشه که این نظر من رو بخونه و بتونیم صحبت کنیم.

    1. صد در صد قتل کار خود بیشرفش بود.. حالم از شخصیتش به هم خورد که قتل انجام میده و اینچنین خونسرد برخورد میکنه..آشکارا راجع بهش رمان مینویسه و تراوشات ذهنی خودش رو در رمان قرار میده..این یک موجود انگله که بنظرم ۲۵ سال حبس هم از سرش زیاده باید اعدامش میکردن.در ضمن انگیزه قتل هم مشخصه که یه بخشیش در رابطه با خیانت زنش بوده و بخش های دیگش هم به فلسفه ها و چرت و پرت هایی بوده که در ذهن مریضش بوده مربوط میشه

  9. اقای بالا نظرات فلسفی داره انطور که در فیلم نشون میده و شما روایت بی نظیری کردید. ولی در فیلم dark crimes اقای بالا را در نهایت مقصر نمیدونن بلگه نامزدش یا زن سابقش اونو کشته. ولی اقای بالا روایت حودش را میگه و میگه که حقیقت چیزی نیست که بخوایم نشون بدین بلکه واقعیت هست و واقعیت هم هر کسی با دیدگاه خودش یه جور خاصی روایت میکنه و قصه میگه و جالبی انجاست که نامزدش میگه وقتی در سکس داریوش را کشتم به اقای بالا زنگ زدم و ایشون بدون هیچ سوالی اومد و اون کار اصلی را انجام داد. یعنی نشون اقای بالا ذهن مشاهده گری داشته و ازش توضیح نخواسته

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *