گیزموندو؛ به یاد کنسول بازی عجیب و جاه‌طلبانه مافیای سوئد

توسط ۲۱ دی ۱۳۹۸مطالب تکمیلی
Gizmondo گیزموندو
زهرا مدرس   |    Input Magazine
ورود به صنعت بازی و سرگرمی کار بسیار دشواری است؛ به سرمایه و نیروی تولید شرکت‌های بزرگ فن‌آوری مانند مایکروسافت،‌ سونی و نینتندو نیاز دارد. اما در مورد کنسول دستی گیزموندو، انگیزه‌های تجاری محرک مافیای سوئد بود. ماجرای گیزموندو و ارتباط آن با مافیای سو‌ئد را در اپیزود ۳۱ چنل‌بی شنیده‌ایم.
اولین باری که گیزموندو رو دیدم، خیلی ذوق زده شدم. ۱۵ ساله بودم و اخبار تکنولوژی رو در وبلاگ‌های مختلف دنبال می‌کردم که چشمم به یه چیز عجیب افتاد: یه گجت سوئدی قرار بود Game Boy بعدی باشه، اما خیلی بهتر و باحال‌تر. گیزموندو یه کنسول بازی، یه دستیار دیجیتال شخصی (PDA)، یه مسیریاب و یک دوربین دیجیتال بود. این کنسول شگفت‌انگیز می‌تونست به تنهایی همه خواسته‌های من رو برای کریسمس ۲۰۰۵ برآورده کنه و من فورا می‌خواستم‌ش (و این قبل از حضور سلبریتی‌های مورد علاقه‌م -باستا رایمز! جودی کید! فارل ویلیامز! دنی مینوگ! راشل استیونز! استینگ! در مراسم‌ معرفی و ارائه گیزموندو بود). تقریبا ۱۵ سال گذشته، ۳۰ ساله‌ام و صاحب یک گیزموندو. اون رو در حالی که مست بودم به قیمت ۲۰۰ دلار از eBay خریدم.
گیزموندو، مافیای سوئد

سلبریتی‌های زیبای اروپایی مانند نادیا عاشق گیزموندو بودند

راستش گیزموندو عجیب‌ترین چیزیه که دارم. بعد از این که باهاش تو دفتر کارم چرخیدم و تو مهمونی‌ها گشت زدم به مجموعه وسایل عجیب و غریب روی میزم اضافه‌ش می‌کنم.
برای کسایی که با گیزموندو آشنایی ندارن: گیزموندو در واقع تلاشی بود از شرکت تایگر تله‌ماتیکس انگلستان برای در دست گرفتن بازار بازی و سرگرمی از تصرف شرکت‌های سونی و نینتندو. این کنسول مجموعه‌ای از مسیریاب، دوربین دیجیتال داخلی با قابلیت ارسال پیام کوتاه و پخش فایل‌های چند رسانه‌ای بود که به طور حتم در جاه‌طلبی چیزی کم نداشت.
گیزموندو، مافیای سوئد

استفان اریکسون

ابتدا شرکای تجاری سوئدی، کارل فریر، یک کارآفرین مشتاق و استفان اریکسون، دزد و دلال اسلحه سابق قصد داشتند دستگاهی برای کودکان تولید کنند. یکی از قابلیت‌هاش، احتمالا امکان ردیابی کاربران جوان برای والدین بوده؟ قصد داشتند از جرائم مرتبط با کودکان جلوگیری کنند؟ حتما همین طوره!
جای تعجب نداره که حماسه کنسول گیزموندو چه با شکوه به آخر خط رسید. ابتدا ارتباط اریکسون و سایر مدیران با مافیا اوپسالای سو‌ئد افشا شد و بعد، تصویر سقوط (گیزموندو) واضح و شفاف شد. اوایل سال ۲۰۰۶، شرکت تایگر تله‌ماتیکس با بدهی ۳۰۰ میلیون دلاری ورشکسته شد. چند هفته بعد، اریکسون در حالی که با سرعت ۲۶۰ کیلومتر در یکی از بزرگراه‌های آمریکا رانندگی می‌کرد،‌ یکی از نادرترین مدل‌های فراری انزو رو نابود کرد. (اریکسون گفته مقصر این خرابکاری یه آلمانی مرموز به اسم دیتریشه که هرگز وجود همچین آدمی اثبات نشد.) او بعدتر به جرم دو فقره اختلاس و حمل غیر قانونی اسلحه به دو سال حبس محکوم شد.
اما هیچ یک از این رذالت و خرابکاری‌ها نباید نظرتون رو نسبت به گیزموندو تغییر بده.

کنسول گیزموندو، مافیای‌ سو‌ئد

کنسول بازی گیزموندو

این دستگاه شبیه یه لوبیای سیاه و نقره‌ای بود، با دو برآمدگی برای قرار گرفتن دکمه‌های کناری، یه ردیف دکمه بالای صفحه نمایش، دکمه‌هایی با برچسب گیج کننده و در کمال تعجب چهار دکمه‌ی به درد بخور برای تعیین جهت. دست گرفتنش حس فوق‌‌العاده‌ای داشت – جدی هر کی دستش می‌گرفت به نظرش می‌اومد چقدر به نسبت تلفن‌های هوشمند ظریف، راحت و خوش‌دسته- با این حال باید اشاره کنم که اگر مدت زیادی تو دست نگه‌ش می‌داشتین پوشش پلاستیکی‌ش آب می‌شد. ماده اولیه‌ی این پوشش هر چی که هست، کم‌تر از روکش شکلات M&M دووم می‌آره.
کنسول با قیمت ۴۰۰ دلار به تعداد محدود و از طریق مدل قیمت‌گذاری که بعدها توسط محصولاتی مانند کیندل آمازون به کار گرفته شد، به فروش رسید. یک نسخه ۲۹۹ دلاری که با استفاده از داده‌های GPS، برای هر گروه از مشتریان تبلیغات مشخصی در نظر می‌گرفت هم معرفی شد (البته این قابلیت هرگز فعال نشد).
این دستگاه به طور انحصاری در انگلستان، سوئد و آمریکا فروخته می‌شد، و تنها از طریق کیوسک‌های مستقر در مراکز خرید که معمولا محل فروش دستبندهای مغناطیسی بودند -همون‌‌ها که سلامتی‌تون رو تضمین می‌کردن- عرضه می‌شد.
گیزموندو ۱۴ بازی در حافظه‌ش داشت که فقط ۸ تاش در آمریکا عرضه شد. تقریبا همه این بازی‌ها به طرز خنده‌داری افتضاح بودن و سیستم عامل دستگاه رو مختل می‌کردند. قابلیت‌ها و عملکردهای دیگه‌ی دستگاه مثل دوربین، مسیریاب و دستیار شخصی یا بسیار ضعیف عمل می‌کنند و یا اصلا کار نمی‌کنند.

کنسول گیزموندو

کنزی و جادی مارش دیوانه گیزموندو شده بودند

گیزموندو از ابتدا تا انتها یک محصول ناموفق بود و شکستش بدیهی به نظر می‌رسید. از زمان عرضه مورد نقد و واکنش‌های منفی قرار گرفت و همون طور که انتظار می‌رفت فروش بسیار بدی داشت، کمتر از ۲۵هزار دستگاه. خیلی بد بود که شرکت پیش از فروشِ حتی یک نسخه از محصول، با تبلیغات گسترده چنین اعتبار پوچی جمع کرده و محصولش رو موفق جا زده بود. پس من چرا انقدر دوستش دارم؟
من بیش از حد عاشق گیزموندو هستم. شاید به خاطر گرایشم به چیزهای نمایشی باشه (مثل علاقه‌م به برنامه تلویزیونی Real Housewives)، یا علاقه‌م به جنجال و کلاه‌برداری (هنوز هفته‌ای یک بار تی‌شرت شرکت ترانوس رو می‌پوشم) و یا اشتیاقم برای گذشته و تاریخ بازی‌های غیرعادی. اما دوست دارم این طور فکر کنم، فارغ از علایق و گرایش‌هام، هم‌چنان مجذوب این محصول عجیب و غریب تکنولوژی هستم. گروهی که گیزموندو رو تولید کرد، تلاش می‌کرد کار غیر ممکنی رو انجام بده. این گروه تلاش می‌کرد نشان بده با کلی ایده (مسلما ناقص)، مقدار قابل قبولی ابتکار و زرنگی و توان رهبری مرموز و نه چندان شفاف، هر ابزار یا نوآوری در قرن ۲۱، لزومن نیازمند بهره‌مندی از حمایت غول‌های تکنولوژی نیست. گیزموندو یک بار موفق شد محصول ناموفقش رو به بازار عرضه کنه، هر چند دیگه اثری از این محصول نیست اما کمبود روحیه جاه‌طلبی و توانایی انجام کار، اون چیزیه که شما در دنیای امروز برای ادامه‌ی حیات استارت‌آپ‌ و ایده‌هاتون بهش نیاز دارید تا بتونید سرمایه‌ی مورد نیازتون رو به دست بیارین.
شعار «من هر کاری رو می‌تونم انجام بدم» برای گیزموندو فقط یه دسته کلمه نبود که در آگهی‌ها تکرار بشه. گیزموندو تصویر مبهمی از تکنولوژی همراه و چند منظوره بود، تقربیا دو سال پیش از معرفی گوشی آیفون. به همین دلیل سخته که تیم توسعه گیزموندو رو برای این حد از هیجان‌زدگی مقصر بدونیم.
خوب یا بد، من عضو گروه کوچک عجیب و غریب‌هایی هستم که از تولید محصولی توسط یک شرکت ناشناخته و حتی نه چندان کارآمد به وجد می‌آم و هیجان‌زده می‌شم. همه‌ی این‌ها، ویژگی‌هایی‌یه که یک مصرف‌کننده مدرن از محصولات تحت حمایت شرکت Kickstarter انتظار داره.

هنوز یادم می‌آد که فقط به خاطر ایده‌ی گیزموندو هیجان‌زده بودم. درسته که مثل رویا بود و تحقق این رویا به تعویق افتاد، اما بالاخره بعد از همه این سال‌ها، می تونم با افتخار بگم: من صاحب گیزموندو هستم!

نظرتان را بنویسید یک دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید