skip to Main Content
اپیزود ۱۷ – دی‌دی بلنچارد، جیپسی رُز و ماجرایی که از آنچه به نظر می‌رسد عجیب‌تر استزمان تقریبی مطالعه: ۱ دقیقه

اپیزود ۱۷ – دی‌دی بلنچارد، جیپسی رُز و ماجرایی که از آنچه به نظر می‌رسد عجیب‌تر استزمان تقریبی مطالعه: ۱ دقیقه

دی دی بلنچارد از آن مادرهای نمونه بود؛ یک زن تنها که خستگی‌ناپذیر از دختر بیمارش جیپسی پرستاری می‌کرد.
اما بعداً اتفاقاتی افتاد که نشون داد که چیزها گاهی خیلی عجیب‌تر از اونی هستن که به نظر می‌رسند.
ماجرای عجیب این مادر و دختر آمریکایی رو در اپیزود هفدهم پادکست چنل‌بی بشنوید.
منبع: Buzzfeed
نویسنده: Michelle Dean
ترجمه: هدیه کعبی
روایت: علی بندری
تدوین: امید صدیق‌فر
پوستر: رضا رضایی
اسپانسر
26 نظر
  1. داستان خیلی عجیبی بود ! حیرت انگیزه که ذهن انسان چقدر می تونه بیمار بشه که با عزیزترین کسش چنین کاری کنه و خودش رو هم به رنج و زحمت بندازه این همه سال ! و شاید اگر جیپسی طغیان نمی کرد و به اون شکل انتقام همه اون سالها رو نمی گرفت باز هم کسی متوجه این فاجعه نمیشد . ممنون به خاطر انتخاب داستانهاتون که عالیه و روایت زیبا و دلنشین ?

  2. این داستان برای من یاد آور رفتار و اختلال یکی از دوستای نزدیکم بود که بعد از چند سال فهمیدیم که بیمار روانیه و هممون گول خورده بودیم ! و به همون زیرکی دی دی هممون رو گول میزد و بیماری های عجیبی که به خودش نسبت میداد و احتیاجش به توجه و ترحم ..واقعا آدم های بیمار و اختلالات روانی فقط مال قصه ها و فیلما نیستن !

    1. سلام. من به تازگی به شنودگان این پادکست اضافه شدم. خیلی پادکست خوبی تهیه میکنید. ممنون. فقط من بعضی از فیلمها یا عکسهایی رو شما اشاره میکنید در سایت خواهید کذاشت اینجا پیدا نمیکنم. درست نمیگردم یا نیست؟؟؟

  3. این داستان خیلی خوب بود واقعا ادم حیرت زده میمونه اما هنوز به نظرم بهترین داستان واسه کارگرهای گیر افتاده در معدن طلاست

  4. بدبخت ۲۴ سال زندانی مادرش بود
    ۱۰ سال هم زندانی دولت میشه
    همه ی عمرش رو زندانی بود

    واقعا از همتون ممنونم بابت پادکست فوق العاده‌تون
    خیلی عالیه

  5. خیلی میخوام تشکر کنم از علی جان بندری برای اینکه قبلا خیلی از وقت ها کاری نداشتم انجام بدم فقط سعی میکردم که این وقت ها رو یه جوری بکشم که فقط رد شده باشن و واقعا حس بیهودگی کامل بود. از سر کار که برمیگشتم تی وی رو روشن میکردم اخبار یا منوتو نگاه میکردم و بعدشم به طرز خیلی غم انگیز و خجالت آوری یا تو اینستاگرام یا تلگرام یا تویتر میچرخیدم .الان حدود یک ماهی میشه که دیگه برنامه کاملا عوض شده از اوقاتم یجوری لذت میبرم که گذر زمان رو حس نمیکنم. قبلا که تو دانشگاه بودم مطالعه خوبی داشتم تقریبا . یا فلسفه میخوندم یا ادبیات و حتی دو سه سال بعد از دانشگاه هم ادامه داشت اما از تقریبا ۵ سال پیش دیگه مطالعه تقریبا صفر شده بود. الان تمام اوقاتی که تو ماشین هستم که میرم سرکار پادکست گوش میدم اوایلش برام سخت بود که مداوم گوش بدم اما صدا و خوانش علی جان بندری و همچنین جذابیت داستان هاش انقد خوب بود نمیذاشت که لذت من گذرا و زودگذر بشه. حدود یک ۱۰ روزه که پادکست بی پلاس رو هم گوش میدم. با اون پادکست در واقع عیش ما کامل شد. حالا دارم هم خلاصه کتاب ها رو گوش میدم و هم علاقه ام به کتاب خریدن و کتاب خوندن برگشته.
    من علی بندری رو دوست خودم میدونم و با تمام وجودم و صمیمانه از راه دور دوستش دارم. اینکه انسان هایی مثل علی بندری وجود دارن به آدم انگیزه دوباره نو شدن میده دوباره حس کتاب رو دوست داشتن و مهمتر از اون دوباره کتاب رو تو زندگی پیدا کردن این گمشده ای که برای من دوباره پیدا شد.
    کاش میتونستم از نزدیک ببینمت و رو در رو ازت تشکر میکردم و بهت میگفتم که چقدر تو به من کمک کردی. امیدوارم هیچ وقت از این کاری که انجام میدی خسته نشی.هر کمکی از من بربیاد برای ساپورت این جریان انجام میدم. همیشه پایدار باشی و سلامت

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *