skip to Main Content
عکس‌های مربوط به اپیزود ۳۴؛ به زبان آتش – بخش اولزمان تقریبی مطالعه: ۱ دقیقه

عکس‌های مربوط به اپیزود ۳۴؛ به زبان آتش – بخش اولزمان تقریبی مطالعه: ۱ دقیقه

{{توجه: خطر لو رفتن داستان}} 

 

 

کمرون تاد ویلینگهام

منبع


 

تاد ویلینگهام در سلول خود در انتظار مرگ، ۱۹۹۴

او بربیگناهی خود در مرگ فرزندانش اصرار داشت و پیشنهاد پذیرش جرم را در ازای زنده ماندن نپذیرفت.

Photograph By Ken Light

منبع


 

سنگ مزار اَمبر، کَمرون و کارمن ویلینگهام

منبع


 

عکس های آلبوم خانوادگی

منبع


 

عکس های آلبوم خانوادگی – تاد و استیسی پس از تولد دوقولوها

منبع


 

عکس های آلبوم خانوادگی – اَمبر، کارمن و کَمرون ویلینگهام در مارچ ۱۹۹۱

منبع


 

عکس های آلبوم خانوادگی – تاد ویلینگهام با دوقلوها

منبع


 

عکس های آلبوم خانوادگی – تاد ویلینگهام و دخترش اَمبر

منبع


 

عکس های آلبوم خانوادگی – تاد ویلینگهام در کودکی، ۱۹۷۴

منبع


 

عکس های آلبوم خانوادگی – تاد ویلینگهام و همسرش استیسی

منبع


 

عکس از روی ویدئو – درون خانه پس از آتش سوزی

منبع


 

عکس از روی ویدئو – جعبه فیوز خانه پس از آتش سوزی

منبع


 

عکس از روی ویدئو – درون خانه پس از آتش سوزی

منبع


 

عکس از روی ویدئو – بیرون خانه پس از آتش سوزی

منبع


 

تاد ویلینگهام پیش از اعدام

منبع


 

سنگ مزار تاد ویلینگهام در اردمور، اوکلاهاما

منبع


 

پدر تاد ویلینگهام

Photo by Alex Garcia

منبع


 

متخصص حریق – Gerald Hurst

Photo by Alex Garcia

منبع


 

کارشناس بازنشسته حریق – داگلاس فاگ

Photo by Alex Garcia

منبع


 

قاضی جان جکسن در دادگاه شهر کورسیکانا، تگزاس

Photo by Alex Garcia

منبع


 

جانی وب – زندانی

Photo by Alex Garcia

منبع


 

خانه ویلینگهام پس از بازسازی

Photo by Alex Garcia

منبع


 

متخصص حریق – Gerald Hurst

منبع

 

18 نظر
    1. پاوکست خیلی خوب بود، دردناکه که کسی رو با شواهد دروغ و غیر منطقی به مرگ محکوم کنی، دور از تصوره که بفهمیم احساس اون پدر رو که سه کودکش رو از دست داده و اینجور ناعادلانه هم محکوم شده و ۱۲ سال هم زندانی بود

  1. من تا به حال دو سه تا از پادکست های این کانال رو گوش دادم و با همشون اشک ریختم. به نظر میاد قبل از زدن دکمه ی پلی، باید یه جعبه دستمال کاغذی کنار دستم بذارم. واقعا گزارش های تکون دهنده و غم انگیزی هستند.

  2. این جمله ای که تو پادکست گفتی درباره اینکه مغز انسان یه ماشینه و باتوجه به شرایط تصمیمای متفاوت میگیره شدیدا موافقم…من خودم (و مطمئنم خیلی از شنونده ها) با اینکه میدونم متهم گناهکاره و قراره آخر قصه چی بشه…تو قسمتای مختلف پادکست با توجه به حرفای راوی و لحنی که استفاده میکنه نظرم یا حداقل احساساتم نسبت به متهم تغییر میکنه و این خیلی جالبه و انعطاف پذیری مغز انسان رو نشون میده!
    مرسی که مارو با این چیزا آشنا میکنید و باعث میشید به چیزایی فکر کنیم که قبلن اصلا نمیدونستیم وجود دارن.

  3. سلام
    این اپیزود خیلی خیلی ناراحت کننده بود. از اول داستان نمی‌خواستم باور کنم که پدر گناهکاره و از همون اول حس خوبی به اون متخصص‌های آتش نداشتم. برخلاف حسی که بعد از شنیدن بقیه قسمت‌ها داشتم که دادگاه‌ها چقدر منصفانه و عالی برگزار میشه الان فهمیدم که همه اینا فقط با پول بدست میاد. اگه پول نداشته باشی بیشتر مواقع اهمیت خاصی به حفظ مال و جانت داده نمیشه.

  4. هروقت که تصمیم بر اساس باد هوا و اینکه احساس و تعصب چی میگه میشه فاجعه بار میاد. از کوته‌فکر های مذهبی تاااا به ظاهر متخصصان آتش و و و و

    کاش…

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *