Skip to main content

اگر اپیزود ۱۷ چنل بی، ماجرای جیپسی رز بلنچرد، را شنیده‌باشید، سریال اشیاء بُرنده (Sharp Objects) شبکه HBO یا فیلم حس ششم را دیده باشید، احتمالا در مورد سندروم مونشهاوزن با وکالت شنیده‌اید. بر اساس وب‌سایت مدلاین پلاس: این سندروم که با عنوان نسبت‌دادن اختلال ساختگی به دیگران هم شناخته می‌شود، شامل الگوهای رفتاری می‌شود که گاهی نوعی بیماری روانی را در افراد مراقب (معمولا مادران) توصیف می‌کند؛ این افراد بیماری‌های فیزیکی یا روانی و یا هر دو را به فرد تحت مراقبت خود (اغلب کودکان) القا می‌کنند.

این افراد تصور می‌کنند، اغراق می‌کنند یا واقعا علائم بیماری را ایجاد می‌کنند. در برخی موارد، آن ها به دنبال مراقبت‌های درمانی غیر ضروری، مخرب یا بالقوه مضر هستند. آکادمی طب اطفال آمریکا این سندروم را “آزار فیزیکی و غفلت درمانی” در عین “نوعی بدرفتاری روان‌شناختی” تشریح می‌کند.

۷ چیز که باید در مورد این اختلال ذهنی (که خیلی‌ها از آن به‌عنوان اختلال ساختگی یاد می‌کنند)، بدانید:

 

۱. مونشهاوزن با وکالت تنها یکی از اشکال ظهور و بروز این سندروم است.

مونشهاوزن توسط ریچارد اشر، پزشک بریتانیایی، در سال ۱۹۵۱ نام گرفت. او شرح داد افرادی که تحت تاثیر این شرایط هستند، داستان‌هایی دراماتیک و غیرواقعی می‌گویند. دقیقا مانند بارون مونشهاوزن، شخصیت تخیلی کتاب داستانی در ۱۷۸۵، که داستان‌هایی از سفرها و ماجراجویی‌های حیرت‌آور خود در روسیه می‌گوید. در این کتاب مونشهاوزن، که بر اساس یک شخصیت واقعی خلق شده، ادعا می‌کند فتوحات بزرگ و غیرممکنی انجام داده است.
در سندروم مونشهاوزن، فرد با بیمار نشان دادن خود، دیگران را فریب می‌دهد. بر اساس سرویس ملی سلامت، فرد از طریق دروغگویی در مورد علائم بیماری، تغییر و مداخله در نتیجه‌ی آزمایش‌ها، صدمه‌زدن به خود یا وخیم‌کردن شرایط موجود در کنار سایر راهبردها این کار را انجام می‌دهد. سندروم مونشهاوزن “با وکالت” زمانی است که مراقبان افراد این نقش را به عهده می‌گیرند و مونشهاوزن “با اینترنت” به افرادی اشاره می‌کند که تنها به صورت آنلاین و در فضای مجازی تظاهر به بیماری می‌کنند.

۲. علائم بسیار متنوع هستند.

در سندروم مونشهاوزن با وکالت، شدت نشانه‌ها می‌توانند از عدم وجود هرگونه علامت مانند گزارش‌های غش‌کردن مکرر که کسی شاهد آن نیست تا علائم جدی مانند عفونت زخم یا مسمومیت، باشد. همچنین می‌تواند قسمت‌های مختلف بدن از جمله مغز را تحت تاثیر قرار دهد.

۳. علت ناشناخته است.

این سندروم ممکن است ریشه در تجربه آسیب‌های احساسی، سواستفاده در کودکی یا اختلال شخصیتی داشته باشد. به گفته‌ی سرویس سلامت ملی، این افراد عموما به دنبال جلب توجه هستند. به گزارش وب‌سایت مدلاین پلاس، مونشهاوزن با وکالت گاهی شامل افرادی می‌شود که سابقه وانمود کردن به بیماری دارند.

۴. این سندروم بسیار جدی تر از وانمود کردن به بیماری برای نرفتن به مدرسه یا محل کار است.
افراد مبتلا به مونشهاوزن با وکالت تا زمانی که مطمئن شوند فرد تحت مراقبت‌شان بیمار تلقی می‌شود، این روند را ادامه می‌دهند و مداخله در نتیجه‌ی آزمایش‌ها فقط بخشی از این روند است. این افراد در راستای تقلید بیماری، بعضی اوقات با مصرف غیر ضروری دارو یا مواد مضر و بازکردن جراحت های قدیمی، به خود آسیب می‌رسانند؛ این تنها برای پیش‌برد هدف وانمود کردن بیماری است، نه رسیدن به پول و دیگر منافع مادی.

۵. هایپوکندریا با این سندروم کاملا فرق دارد.

هایپوکندریا که در دسته‌بندی‌ اختلال علائم جسمی (زمانی که بیمار حداقل یکی از علائم فیزیکی مزمن را دارد و بیش از اندازه در مورد آن نگران است) یا اختلال اضطراب برای بیماری (زمانی که بیمار به شدت به دلیل نامشخص بودن وضعیت سلامت خود، مضطرب است)، قرار می‌گیرد، شامل افرادی می‌شود که نگران وضعیت سلامت و بیماری خود هستند، بر خلاف مراقبت‌کنندگان تحت تاثیر مونشهاوزن که می‌دانند کسی بیمار نیست. در واقع آن‌ها سعی می‌کنند با استفاده از علائم ساختگی، این توهم را ایجاد کنند که حال فرد خوب نیست.

۶. ابتلا به سندروم حدس و گمان هر کسی است.

از آنجا که سندروم مونشهاوزن (و با وکالت) با فریب همراه است، به سختی می‌توان گفت چه تعدادی به آن مبتلا هستند. برای تشخیص، روان‌شناسان و روان‌پزشکان ابتدا از علائم فیزیکی واقعی صرف نظر می‌کنند، بعد به دنبال نشانه‌ها هستند، مانند سوابق دراماتیک ولی متناقض بیمار، علائمی که به طور مرموزی بدتر می‌شوند و یا فقط زمانی که بیمار تنها یا فقط با مراقب خود باشد بروز می‌کنند، تمایل به انتخاب درمان، بستری‌شدن و دانش وسیع پزشکی از دیگر نشانه‌ها هستند. تشخیص بیشتر به کیفیت نشانه‌ها بستگی دارد تا به تعداد مشخص و کمی علائم.
با وجود این، برخی تخمین‌ها نشان می‌دهد که مونشهاوزن در میان زنان شایع‌تر است و از هر صدهزار کودک ۲ نفر را تحت تاثیر قرار می‌دهد.

۷. درمان به طور معمول با تراپی همراه است.

اگرچه روش استانداردی برای درمان سندروم مونشهاوزن وجود ندارد، روان‌درمانی و درمان رفتار شناختی می‌تواند راهگشا باشد. مانند افسردگی یا سایر اختلالات شخصیتی که به کمک گروه‌درمانی و دستیابی به ریشه‌ی عوامل روانی، یا به وسیله‌ی دارو یا بستری‌‌شدن، درمان می‌شوند.

 

منبع

ترجمه: زهرا مدرسی

 

۵ دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید