skip to Main Content
داستان یک عکس:‌ دستزمان تقریبی مطالعه: ۲ دقیقه

داستان یک عکس:‌ دستزمان تقریبی مطالعه: ۲ دقیقه

دستی قوی با انگشت‌هایی بلند و باریک و پوستی صاف،‌ با ناخن‌های صورتی مرتب که در بالای مچ به خط عمیقی به شکل Y می‌رسه. اون خط‌ها شکی به جا نمی‌ذارن که این دست، یه دست پیوند خورده‌س. دستی متعلق به آدمی رو بدن یه آدم دیگه. این دست برجسته‌ترین تصویر از تجربه‌ی هولناکیه که جاناتان کاچ از سر گذروند. ۱۳ جراح و متخصص پیوند عضو به همراه یه جراح کارکشته دست رو پیوند زدن. عملی که ۱۷ ساعت و ۳۶ دقیقه طول کشید و تو اپیزود ۳۵ پادکست چنل‌بی ماجراش رو می‌شنوید.

جاناتان کاچ مرد موفق ۴۹ ساله، یه روز صبح که از خواب بلند شد تا خودش رو برسونه به کنفراسی مربوط به حیطه‌ی کارش،‌ زندگیش برای همیشه تغییر کرد. صبح تو خونه‌ی خودش و تو رختخواب خودش از خواب بلند شد و احساس ناخوشی کرد اما شب بعد دکتر در بیمارستان بهش گفت به هر کی می‌خوای پیغام بده، احتمالا امشب از دنیا می‌ری. اپیزود ۳۵ به اسم دست، درباره‌ی جانان کاچه و بیماری مرگباری که گرفتارش شد.

ماجرا مربوط می‌شه به سال ۲۰۱۵. جاناتان کاچ تهیه‌‌کننده‌ی موفق هالیووده که قراره تو کنفرانس Real Screen که با حضور آدم‌های بانفوذ صنعت Reality TV در واشنگتن برگزار می‌شه، شرکت کنه. کاچ نه تنها در کارش آدم موفقیه که زندگی خیلی سالمی هم داره. ۱۸۲ سانتی‌متر قد و ۱۰۲ کیلو وزن و معتاد به ورزش. هر صبح می‌ره باشگاه و در آخرین چک‌آپ پزشکی بهش گفته‌ن که وضعیت قلبی و عروقیش در حد یه ورزشکار حرفه‌ایه. صبح روزی که می‌خواد سوار هواپیما بشه و از لس‌آنجلس بره واشنگتن برای کنفرانس، احساس ناخوشی مضاعفی تو بدنش می‌کنه. می‌ره بیمارستان و بهش مرفین می‌زنن و مرخصش می‌کنن. سوار هواپیما می‌شه می‌ره به کنفرانس برسه و به کنفرانس هم می‌رسه تا اینکه حالش اونقدر بد می‌شه که براش ماشین می‌گیرن و می‌فرستنش بیمارستان. همون شب دکتر بهش می‌گه شانس زنده موندنت فقط ده درصده. چی به سر کاچ اومده، گرفتار چه بیماری‌ای شده، چطوری برای درمانش تلاش می‌کنن و ربط این دست پیوندخورده به اتفاقی که براش افتاده چیه؟ به تمام این سوال‌ها در اپیزود ۳۵ پادکست چنل‌بی جواب داده می‌شه و با روایتی نفس‌گیر از ترس و امید و معجزه‌ی پزشکی مواجه می‌شیم. گزارش ماجرا سال ۲۰۱۷ در لس‌آنجلس مگزین به قلم امی والاس نوشته شده.

ماهها بعد از روزی که کاچ از خواب بیدار می‌شه و می‌بینه ناتوانی تمام وجودش رو پر کرده، یه روز صبح جنیفر که حالا دیگه همسرش شده، دوربین فیلمبرداری رو روشن می‌کنه، رو به جاناتان می‌گیره و می‌پرسه حالش چطوره. با پوزخند جواب می‌ده که «عالی‌ام.» وقتی به ماهیچه‌های قویش که برجستگی‌شون از زیر تی‌شرت هم مشخصه نگاه کنی، شاید فراموش کنی چه روزهایی رو از سر گذرونده تا بتونه بگه عالی‌ام. به دوربین می‌گه: «دستم هر روز قوی‌تر می‌شه و به نظرم جذاب‌تر از دستی میاد که خودم داشتم. و بابتش توجه زیادی هم گرفتم. من قبلا چپ‌دست نبودم، اما حالا هستم.»

 

 

0 نظر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *