skip to Main Content
راس اولبریکت: از درخشش بیت‌کوین برای روشن کردن تاریک‌ترین جاها استفاده کنیدزمان تقریبی مطالعه: ۶ دقیقه

راس اولبریکت: از درخشش بیت‌کوین برای روشن کردن تاریک‌ترین جاها استفاده کنیدزمان تقریبی مطالعه: ۶ دقیقه

اولین مصاحبه‌ عمومی راس اولبریکت بعد از دستگیری

 

راس اولبریکت موسس سیلک‌رود که به آمازون مواد مخدر مشهور بود و به خاطرش به حبس ابد محکوم شد، چند روز پیش (ژوئن ۲۰۲۱) تو کنفرانس بیت‌کوین که بیت‌کوین مگزین برگزارش می‌کرد برای اولین‌بار از زمان دستگیریش تلفنی برای عموم صحبت کرد. ما قصه‌ی تاسیس سیلک‌رود و راهی که راس اولبریکت طی کرد در اپیزودهای ۲۳ تا ۲۶ پادکست چنل‌بی تعریف کردیم و تا الان یعنی آخرهای بهار ۲۰۲۱ که این گفتگو انجام شده یکی از محبوب‌ترین قصه‌های چنل‌بی بوده.

راس اولبریکت تو این گفت‌وگو که از زندان فوق امنیتی فدرال تلفنی انجام شد و حدود نیم ساعت طول کشید درباره‌ی نقش و اهمیت بیت‌کوین در رسیدن به آزادی و برابری گفت اما بیشتر حرف‌هاش به رویای آزاد شدن از زندان و درخواست کمک برای آزادی مربوط بود.

سیلک‌رود بخشی از تاریخ بیت‌کوینه

راس اولبریکت بیشتر از ده سال پیش سیلک‌رود رو راه انداخت تا کاربرها بتونن به صورت ناشناس و با امنیت کامل به صورت آنلاین مواد مخدر و چیزهای دیگه خرید و فروش کنن. راس معتقد بود که فروش و مصرف مواد مخدر نباید جرم باشه و آدم‌ها محق هستند که آزادی انتخاب داشته باشن و دولت‌ها نباید این حق انتخاب رو محدود کنن. سیلک‌رود اولین‌جایی بود که در اون بعضی معامله‌ها با بیت‌کوین انجام می‌شد و این رمزارز از اونجا بود که به رسمیت شناخته شده و جدیش گرفتن. سه سال بعد از تاسیس سایت بسته و راس دستگیر شد.

راس اولبریکت  تو این گفت‌وگو که البته به صورت سوال و جواب نبود و فقط خودش حرف می‌زد گفت که اولین‌بار اسم بیت‌کوین رو در وبسایت سیلک‌رود شنیده و حالا سیلک‌رود تبدیل به بخشی از تاریخ بیت‌کوین شده. «من با اولین ایده‌م که جاده‌ی ابریشم بود بی‌صبر بودم که دنیا رو نجات بدم. تصور نمی‌کردم سیلک‌رود موفق و محبوب بشه اما راهش رو باز کرد و برای فروش مواد مخدر ازش استفاده شد و حالا من در زندان هستم.

«بیت‌کوین به من این احساس رو می‌ده که هر چیزی ممکنه. با بیت کوین می‌تونم چیزی بسازم که تفاوت ایجاد می‌کنه. قبل از اینکه بیفتم زندان معلوم نبود رمزارزها چقدر تغییر ایجاد می‌کنن، می‌دیدم که بیت‌کوین چه کارهایی می‌تونه برای برابری و آزادی انجام بده ولی به خاطر زندان فرصت نداشتم که واقعا درکش کنم و نگاهم به اصولی که بیت‌کوین برپایه‌ش ساخته شده عمیق بشه. رویاهای زیادی برای بیت‌کوین داشتم ولی چیزی که قشنگه اینه که خیلی آروم اون رویاها داره محقق می‌شه و این به خاطر شماست که اون رویاها رو واقعی کردید. شما کاری رو کردید که من براش صبر نداشتم. این هشت سال اخیر در زندان خیلی تحت تاثیر آنچه از راه خواهد رسید قرار گرفتم. حالا می‌دونم که می‌تونیم به عدالت کیفری هم برسیم.»

ross 9قلب مادرم رو شکستم

از اینجا صحبت‌های راس اولبریکت رفت به سمت رویای آزادی از زندان. دو بار حبس ابد به علاوه‌ی چهل سال، حکم سنگینیه که موسس سیلک‌رود در حال گذروندنشه و هشت سالش سپری شده. اظهار تاسف کرد از اینکه شاید سیلک‌رود باعث سخت‌تر شدن همه‌چیز شده باشه و عذرخواهی کرد از اینکه شاید به سوء مصرف مواد مخدر و اعتیاد دامن زده باشه. گفت:‌ «با سیلک‌رود تلاش کردم کمک کنم برای جلو رفتن، برای داشتن جهانی آزاد و برابر اما حالا اینجا در جهنم هستم و میخوام درک کنید که وقتی آزادیتون رو از دست می‌دید یعنی چی.

سیاه‌چاله یعنی زندان در زندان. من چند ماه رو در سیاه‌چاله گذروندم. برام راحت نیست درباره‌ش صحبت کنم ولی می‌کنم. سیاه‌چاله می‌تونه بسازدت یا بشکندت و زمانی بود که من رو شکست. دیوارها فشار می‌آوردن و من لازم داشتم از سلول بیام بیرون. ذهنم از کنترلم خارج شده بود و شروع کردم کوبیدن به دیوارها و لگد زدن به در سنگین فلزی سلول. چیزی در عمق من آزادی رو فریاد می‌زد و نمی‌تونستم جایی رو که توش بودم و اتفاق‌هایی رو که برام افتاده بود قبول کنم. عجیبه ولی چیزی که نجاتم داد قدردانی بابت چیزهایی بود که داشتم. هوا داشتم، آب داشتم که خوردنش مریضم نمی‌کرد و غذا داشتم که هر روز می‌اومد دم در سلولم. می‌دونستم فراموش نشدم و خانواده‌م هنوز هستن. من تمام کسانی که باعث شدن زندان بیفتم بخشیدم چون مجبور بودم. خشم من به اون‌ها صدمه‌ای نمی‌زد اما به من آسیب می‌زد. خواب آزادی می‌دیدم و تو خواب نگران برگشتن به زندان بودم و از هیجانش از خواب می‌پریدم.»

راس اولبریکت از کمپینی گفت که مادرش سالهاست برای آزادیش شروع کرده و به خاطرش به جاهای مختلف سفر می‌کنه تا درباره‌ی اون و هدف‌هایی که داشته حرف بزنه و کمک جمع کنه. «مادرم رفته بود لهستان و مریض شده بود و مجبور شده بود زود برگرده. روز بعد به خواهرم از زندان زنگ زدم. گفت کسی چیزی درباره‌ی مامان بهت نگفته؟ گفتم چی شده؟ گفت راس راس راس. با این لحن فکر کردم می‌خواد بگه مامان مرده ولی گفت مامان تو بیمارستانه و من گفتم خدایا شکرت که نمرده. به صورت تکنیکی مادرم مرده بود. قلبش پشت میز صبحانه وایساده بود. عموم سعی کرده بود احیاش کنه و بعد بلافاصله برده بودنش بیمارستان. وقتی زنگ زدم بیهوش تو آی سی یو بود. خیلی طول کشید تا بتونم صحبت کنم. نمی‌دونستم زنده‌س یا نه. هیچکس چیزی نمی‌گفت ولی می‌دونستم که تقصیر منه. من قلب مادرم رو شکستم و نزدیک بوده بمیره. وقتی داشتم اون خطرها رو می‌کردم و آزادیم رو به خطر می‌نداختم به دردی که به خانواده‌م وارد خواهد شد فکر نکرده بودم. خدا رو شکر مادرم خوب شد و همچنان داره برای آزادی من تلاش می‌کنه. حبس من براش ویران‌کننده‌ بوده، نه فقط برای اون، بلکه برای نامزدم، پدرم، خواهرم و همه. از دست دادن آزادی چیزی بیشتر از فقدان آزادیه. بیشتر از زندانی شدن در قفس، خانواده‌ت رو ویران می‌کنه. زندانی کردن کسی در قفس تا زمانی که بمیره ترسناکترین کاریه که میشه با یه آدم کرد.»

تقاضای کمک برای آزادی

راس درباره‌ی لقب‌ها و دروغ‌هایی که درباره‌ش ساختن صحبت کرد. گفت: «این چیزی که به من نسبت می‌دن به عنوان ارباب خشن دراگ، من نیستم و این یه دروغه و با دقت ساخته شده که من رو در قفس نگه داره تا بمیرم، تا قلبم رو خاموش کنن. شواهد و مدارک رو نابود کردن و دنبال این بودن که ببینن چطور میتونن به من اعدام بدن. حالا بعد از هشت سال میشه به دروغ‌ها و چیزهای دیگه بی‌توجهی نشون داد. حالا بیشتر می‌خوام روزها رو بگذرونم و برای خانواده‌م قوی باشم. ولی امروز پیغامی داشتم از کسانی که درباره‌ی من دروغ می‌گفتن و کسانی که دروغ‌ها رو تکرار می‌کردن. می‌خوام بهشون بگم لطفا تمومش کنید. شما به من آسیب می‌زنید. خودتون می‌دونید چیزهایی که می‌گید درست نیست و باهاش من و خانواده‌م رو اذیت می‌کنید. من تنها نیستم. اینجا پر از آدماییه که سزاوار زندان نیستن. ما پدر و مادریم. خواهر و برادریم اما در چشمان شما از ما هیولا ساختن و کمتر از انسان شدیم.»

ته صحبت‌هاش تقاضای کمک برای آزادیش کرد. گفت مادرش نمی‌تونه این کار رو تنهایی انجام بده و نیاز داره آدم‌های بیشتری همراه بشن. گفت بیت‌کوین براش تجسم آزادیه: «من شما رو به چالش می‌کشم که از درخشش بیت‌کوین برای روشن کردن تاریک‌ترین جاها استفاده کنید، برای اینکه ما رو آزاد کنید.» آخرش هم به گریه افتاد و گفت که باید قطع کنه چون اجازه نداره بیشتر از این حرف بزنه. 

11 نظر
    1. واقعیت اینه من و شما دوست داریم آزاد باشه در حالیکه به نظرم حبس ابد حقش بود.
      دستور قتل ۶ نفر رو داده، این به تنهایی کافی نیست؟

  1. بچه ها وجدانا یه لحظه تصورش و کنید. یه چنین اعجوبه ای با همچین حکمی روبرو شده. درحالیکه به یه بچه مزلف تروریست بالقوه و بالفعل مثل سارنایف هم ابد دادن..با این حساب یا در حق کسی مثل اولبریکت بشششدت ظلم کردن و یا حق سارنایف بیخاصیت بشششدت لطف.ازین دوحالت خارج نیست.

  2. وقتی داشتم میخوندم انگار که علی اقای بندری داشت برام‌میخوند
    دوم اینکه یاد راس بخیر
    نمیدونم درسته یانه ولی کاش میشد کمکش کرد
    یادم اون یه دست لباسش هم افتاد

  3. چه جالب من دیروز شروع کردم برای بار دوم سیلک رود گوش کنم و الان قسمت سومم
    شخصیت راس خیلیی واسم قشنگ بود اون هوش و پشتکارش ، بنظرم مشکل راس از اونجایی شروع شد که با آدمای درستی مشورت و بحث نکرد مثل ممنوع کردن بچه های زیر۱۸ سال و قاچاق اسلحه و هروئین و… ولی دوست دارم آزاد بشه و از هوشش استفاده کنه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *